دسته بندی ها


بازديد سايت
افراد آنلاين : 5
بازديد امروز : 193
بارديد ديروز : 1,147
بازديد کل : 4,667,068

تبليغات
قیمت هتل مشهد لباس مجلسی
تظاهرات خواننده بریتانیایی علیه شهرام شب پره

«مارک نافلر»، خواننده سابق گروه خاطره انگیز «دایر استریت» با آلبوم و کنسرت های جدیدش، علیه شور نوستالژیک هوادارانش به آهنگ های قدیمی این گروه، عصیان کرده؛ او خلاف همه پیرمردهای خاطره باز موسیقی جهان، اثر تازه می سازد و هوادار جدید پیدا می کند.
 «نه پسرم این لباس ها دیگه به سن و سال من نمی خوره... نه دختر جان، این کار دیگه تو شان من نیست، دیگه پیرمردی شدم واسه خودم»! شاید شما هم با آن ها مواجه شده باشید؛ پیرمردها یا پیرزن هایی که باور سختی به نسبت بین رفتار و کردار و پوشاک خود با سن و سال شان دارند.

,تظاهرات خواننده بریتانیایی علیه شهرام شب پره مارک نافلر,دایر استریت,شهرام شب پره,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
تظاهرات خواننده بریتانیایی علیه شهرام شب پره


تا وقتی جوان بوده اند، از دوختن زمین و زمان به هم ابایی نداشته اند، به تی شرت  قرمز و شلوارهای اسپرت نه نمی گفته اند و دست اگر می داده هر آن چه را از آن ها به «جوانی» یا «جاهلی» یاد می کنیم، به جای می آورده اند، ما حالا که گرد پیری روی موهای شان نشسته، تصور می کنند چنان چه سن و سال شان ایجاب می کند باید موقر باشند. جاافتاده به نظر برسند و هر چند اگر مواقعی دوست داشته باشند شیطنتی ترتیب بدهند، به حساب این که «این ها ارتکابات جوانی بوده»، پرهیز و جاهلی را در خود سرکوب می کنند.
حالا حکایت ماست! البته ما که نه؛ حکایت جناب مارک نافلر، گیتاریست و خواننده بسیار محبوب سبک راک. انگار نه انگار که پیرمردی که چند سالی است به آرامی در صحنه روی صندلی اش قرار می گیرد و با نواخن های آرامش روی گیتار، ملودی های نرم و سنگنین به بار می آورد، همین دو سه دهه پیش، با آن رکابی و هدبند قرمز معروفش، آن قدر روی صحنه بالا و پایین می پرید و چنان ریتم ها و ملودی های پرکشش و بزن و بکوبی به راه می انداخت که جوان های اروپایی اگر می خواستند ساعتی بالا و پایی بپرند و خالی ازانرژی به خانه های شان برگردند، حتما کنسرت گروه «دایر استریت» رابه خوانندگی او انتخاب می کردند.
حالا چند سالی است که نافلر [که مجله موسیقی معتبر «رولینگ استون»، از او به عنوان بیست و هفتمین گیتاریست برتر طول تاریخ موسیقی یاد کرده]، در موسیقی اش، مثل همان پیرمردهایی شده که احتمالا می گویند تغییر رفتار، چیزی است که سن و سال شان آن را ایجاب می کند. اما نافلر، در سال های اخیر، چرا برخلاف بسیاری از موزیسین های راک دنیا که حتی در پیرمردی های شان هم ریخت و قیافه شان را مثل جوانی های شان درست می کنند و هم موسیقی شان را، شمایل یک پیرمرد تمام عیار به خود گرفته است؟

,تظاهرات خواننده بریتانیایی علیه شهرام شب پره مارک نافلر,دایر استریت,شهرام شب پره,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان


مثلا او هیچ مثل «میک جَگِر» خواننده گروه رولینگ استونز یا همین شهرام شب پره لس آنجلسی نیست که 70 سالگی شان چندان تفاوتی با 20 سالگی شان نکرده و حالا هم همان می کنند که در جوانی می کردند. آیا آقای موسیقی فولک راک دنیا، مثل پدربزرگ ما که فکر می کند دیگر برایش زشت است شلوار جین بپوشد، گمان می برد که درست نیست پیرمردی شصت و چند ساله چون او، موسیقی پرهیجان و پرکششی بسازد، چنان که سال ها پیش در گروه «دایر استریت» چنین می کرد؟
پیرمرد فشن نما (مثلا شهرام شب پره) خوب است یا پذیرفتن حقیقت؟!
نام «متالیکا» را حتی اگر علاقه ای به موسیقی متال نداشته باشید، حتما شنیده اید؛ گروهی که در دهه 90 و در اوج شهرت و جنجانل، بر تارک اخبار موسبقی جهان بود. سه چهار جوان جنون زده که الگوی زیستی بسیاری از جوانان شدند و تا پا به میان سالی گذاشتند، یک هو یادشان افتاد که رفتارشان هیچ مناسب الگوبرداری جوانان نیست و به ناگهان موهای شان را کوتاه کردند، از مواد مخدر دست کشیدند و سعی کردند موقر جلوه کنند. اما از همین زمان، تعداد مخاطبان شان به سرعت قابل توجهی، ریزش کرد و آن هادیگر آقای متال جهان نبودند.

,تظاهرات خواننده بریتانیایی علیه شهرام شب پره مارک نافلر,دایر استریت,شهرام شب پره,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

پینک فلوید


اما ماجرا برای مارک نافلر، فرق می کند. او، نه براساس تصمیمی مشابه اعضای متالیکا، بلکه به عنوان یک تغییر سبک، موسیقی اش را نیز هماهنگ با منطق جدید زندگی اش تغییر داده است و در عین حال، هنوز هم طرفداران خود را دارد. بسیاری از موزیسین های معروف جهان، وقتی کار تازه چشم گیری برای ارائه ندارند، در کنسرت های شان، آثار پیشین شان را مدام اجرا می کنند. چون می دانند توجه به خاطره انگیزبودن آن آثار از سوی مخاطبان شان، تضمین شده است. حتی بسیاری از آن ها که از گروه های معروف خود مثل «پینک فلوید» جدا شده اند، هنوز هم برای باقی ماندن بر صحنه کنسرت های شان، دست به دامان آثاری هستند که در جوانی و در قالب گروه های موفق شان ساخته و منتشر کرده اند.
مارک نافلر اما از این حیث یک استثناست. حالا که مدت هاست از گروه «دایر استریت» جدا شده، در کنسرت هایش هیچ گاه از نوستالژی بازی هوادارانش سوءاستفاده نمی کند. صرفا آثار تازه اش را اجرا می کند و با همین اجراها همان هواداران سابق خود را راضی گه می دارد.این بار که مارک نافلر تورش را آغاز کرد، دیگر خبری از همان چند قطعه مختصر از گروه دایر استریت هم نبود. حرف هایی که اخیرا و پس از برگزاری تور کنسرت هایش در این باره به مجله «بیلبورد» گفته، من را یاد آن صحنه از فیلم «نارنجی پوش» داریوش مهرجویی می اندازد؛ آن جا که تاثیر یک مربی فنک شویی بر بازیگر فیلم باعث شده بود او خانه اش را از هر چیز به دردنخور صرفا خاطره انگیز خالی کند.

,تظاهرات خواننده بریتانیایی علیه شهرام شب پره مارک نافلر,دایر استریت,شهرام شب پره,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان


آن جا که نافلر پس از اشاره خبرنگار به این که «چند سال پیش یکی از اعضای پیشین گروه دایر استریت که نام گروه خود را «The Straits» گذاشته بود، توری را آغاز کرد که در آن آثار قدیمی را می نواختند که خود شما از اجرای آن ها روی صحنه اجتناب می کنید» گفته: «نمی دانم، این کار برای من نیست و دیگر آن طور که روزی بودم، سردرگم نیستم. وقتی فکر می کنید مسیری که پیش روی شماست کمی کوتاه تر از مسیری است که پشت سرتان وجود دارد، به این فکر می کنید که تلاش خود را بکنید تا یک شعر خوب بنویسید به این امید که بتوانید یک قطعه خوب از آن بسازید.
این طور شعرها هرازگاهی پیدا می شوند، من تنها هرازگاهی نگاهی به آن های می اندازم و با خود می گویم آیا هیچ کدام از آن های روشنایی روز را خواهند دید.» این همان خبری است که برخی روان شناسان از آن به قدرت انعطاف یاد می کنند؛ انعطاف در مقابل حقایق موجود، و نه دل سپردن به گذشته های درخشان.
علیه مرده پرستی
تازه ترین آلبوم مارک نافلر، که همین چند ماه پیش به بازار آمده، «Tracker» (پی گیر) نام دارد و 11 قطعه را شامل می شود؛ هشتمین آلبوم شخصی اش و بست و هفتمین آلبومش به طور کلی. البته بسته دولوکس آلبوم، شامل سی دی دومی با شش قطعه اضافی و یک دی وی دی با مصاحبه ای ویدئویی است که در آن، نافلر راجع به بقضی از قطعه های آلبوم صحبت کرده که البته می توانید آن را از کانال رسمی اش در یوتیوب هم دانلود کنید.

,تظاهرات خواننده بریتانیایی علیه شهرام شب پره مارک نافلر,دایر استریت,شهرام شب پره,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان


[جدای از این که شما هم وطن عزیز، قاعدتا به سان هر هم وطن دیگر، می توانید کل آلبوم را با خیال راحت دانلود کنید؟ اما باید بگویم دست ما کوتاه و خرما بر نخیل دو فروشگاه زنجیره ای در آلمان! چون که در حرکتی تبلیغاتی، نافلر، در آلبوم هایی که در این دو فروشگاه عرضه می شوند، یک قطعه اضافه نیز تعبیه کرده است].
البته اگر از دوست داران قدیمی گروه «دایر استریت» هستید، با حرف هایی که تا این جا زده ایم، ناامید نشوید که هیچ خبر و رنگ و بویی از کارهای آن گروه در این آلبوم نیست؛ اتفاقا در «پی گیر»، کی بورد دست آن گروه (کای فلچر)، هنوز با نافلر همکار بوده و علاوه بر این، دو تا از قطعه ها هم چنان در همان حال و هواست. قطعه «Beryl» که درباره «بریل بین بریج»، نویسنده لیورپولی داستان هایروان شناختی، است؛ نویسنده ای سرشناس از طبقه کارگر که حتی سواد دانشگاهی نداشت اما کارگردها خیلی دوستی داشتند. این قطعه، بازگوی حسرتی درباره این نویسنده است.
«بین بریج»، پنج بار نامزد دریافت جایزه بوکر شد اما هیچ وقت آن را نبرد. تا این که در 2011، یک سال پس از مرگش در 77 سالگی، جایزه افتخاری بوکر را به او دادند. حالا نافلر در این قطعه، چنین می خواند: «وقتی مدال بوکرش رو گرفت، دیگه تو قبرش خوابیده بود. دیگه خیلی دیره. دیگه خیلی دیره». و قطعه دیگر، «Broken Bones» که ریتمیک تر و پرهیجان تر است و شیطنت های قدیمی نافلر را هم به همراه دارد که مثلا به معشوقه اش بگوید: «تو مرد دماغ داغون دوست داری، پس شانس آوردم.»

,تظاهرات خواننده بریتانیایی علیه شهرام شب پره مارک نافلر,دایر استریت,شهرام شب پره,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان


اما غیر از این دو قطعه، کلا با مارک نافلری تازه و دیگرگون طرفیم. اگر از نوستالژی «دایر استریت»ی خبری نیست، درعوض، نافلر با کودکی و سرگذشت خود خود خاطره بازی کرده. آن جا که در قطعه «بازیل»، از پسرک روزنامه فروشی می گوید که خودش بوده است.
ویژگی دیگر این آلبوم، استفاده از یک خواننده استرالیایی است که به موسیقی فولکلوریک (محلی) این کشور خدمات فراوانی کرده؛ «روث مودی»، که مارک نافلر با استفاده از او، موسیقی اش را اتفاقا بسیار عامه پسند هم کرده است. اگر حتی تاحالا نافلر را نمی شناختید، احتمالا آثار یکی از کپی های وطنی اش را شنیده اید؛ همان خواننده ای که با تقلیدی ناقص، فقط لحن سرد و بی تفاوت نافلر را درک کرده و نه چیز دیگری را! [تا آنجا که اگر حالا برای اولین بار صدای نافلر را شنیدید، چه بسا بگویید: «عجب... این گروه «کیوسک» چه قدر شبیه نافلر می خونه!].
عزیزان، اورجینالش همین جاست... درنگ نکنید. یکی از منتقدان موسیقی درباره نالفلر و این آلبوم، حجت را تمام کرده آن جا که گفته او ترجیح داده خود هر چند ملال آور امروزش باشد تا کسی که تنها چهره ای ساختگی از گ ذشته ای را که دیگر وجود ندارد، بازسازی کند.

 


نکاتی درمورد فیلم جدید آنجلینا جولی

آنجلینا جولی درباره فیلم جدید خود می گوید: «من و برد مشکلات خود را داریم، اما اگر شخصیت های فیلم «کنار دریا» حتی اندکی مشکلاتی شبیه به ما داشتند، نمی توانستیم این فیلم را بسازیم.»

زوج سرشناس سینمای هالیوود پاییز امسال با فیلم «کنار دریا» به کارگردانی آنجلینا جولی بر پرده سینماهای جهان ظاهر خواهند شد. بازیگران «آقا و خانم اسمیت» در این فیلم بحران های زندگی مشترک یک زن و شوهر را به تصویر می کشند.

آنجلینا جولی و برد پیت نخستین بار است که پس از فیلم «آقا و خانم اسمیت»، در یک فیلم همبازی می شوند. داستان این فیلم درباره زوجی است که در سال 1970 برای گذراندن تعطیلات به فرانسه رفته اند، و در این سفر سعی دارند که مشکلات زندگی مشترک شان را حل کنند.

جولی در مصاحبه خود با مجله ووگ درباره این فیلم گفت : «همه می دانند که زندگی سراسر شادی و یا سراسر غم نیست. رابطه ها هم لحظه های افراطی خود را دارند، شما می توانید عاشق کسی باشید که در آن واحد آرزوی مرگش را می کنید.»

علیرغم این که جولی تاکید می کند داستان فیلم ربطی به زندگی واقعی او و برد پیت ندارد، در عین حال می گوید که این داستان زاده «ذهن پریشان اوست.» او در این باره گفت : «هنگامی که مشغول نوشتن این داستان بودم، تصور می کردم که واقعا آن کارها را انجام می دهم، بنابراین با نوعی فراغ بال و آزادی، کار نوشتن را انجام دادم.»

در طرف دیگر ماجرا هم برد پیت اعتقاد دارد که این فیلم نگاهی عریان به معنای روابط در زندگی مشترک دارد. در تریلر منتشر شده از این فیلم پیت و جولی لحظه ای در کنار هم شاد و خرم تصویر شده اند و در صحنه ای دیگر دعوای آن ها نمایش داده می شود.

آنجلینا جولی به عنوان کارگردان این اثر سینمایی، شادی خود را از حضور برد پیت در این فیلم اعلام کرده است. برد پیت نیز حضور در «کنار دریا» را چالش برانگیز دانسته است. او در این باره گفته که این فیلم یکی از چالش برانگیزترین کارهایی است که تا کنون انجام داده است.

اکران «کنار دریا» از 13 نوامبر در سینماهای آمریکا آغاز خواهد شد.

 


ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند

هالیوود جای عجیبی است. شاید فکر کنید که هر کدام از این ستاره ها زندگی خود را دارند اما هالییود مانند دبیرستانی است که تمام ستاره ها با هم در ارتباط و برخی از آنها بسیار بهم نزدیک اند. در اینجا نام ستاره هایی را که با هم رابطه صمیمیانه ای دارند، برایتان آورده ایم.

1.کورتنی کارداشیان و جاستین بیبر
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود

 ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند

کورتنی کارداشیان به همراه جاستین بیبر برای شام به بیرون از خانه رفته اند.
2. بریتنی اسپیرز و کیت هادسون
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
بریتنی اسپیرز و کیت هادسون در یک دورهمی شبانه.
3. جنیفر گارنر و گوئینت پالترو
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
جنیفر گارنر و گوئینت پالترو که هر دو با بن افلک ماجراهایی داشتند، در یک خیریه با هدف ارتقا سطح دانش کودکان شرکت کرده اند.
4. کیم کارداشیان و سرنا ویلیامز
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
این تصویر را کیم کارداشیان منتشر کرده است. او به همراه سرنا ویلیامز در حال نوشیدن چای در یک روز تعطیل هستند.
5. نیک جوناس و جی زی
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
 نیک جوناس و جی زی در پشت صحنه یکی از فستیوال ها.
6. تیلور سوئیفت و روبی رز
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
تیلور سوئیفت پس از شنیدن آهنگ ریمیکس «style» روبی رز، او را روی صحنه آورد.
7. لیدی گاگا و باربارا استرایسند
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
لیدی گاگا این عکس را در اینستاگرام خود منتشر کرد.
8. میلا کونیس، اشتون کوچر و شاهدخت بئاتریس
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
دو بازیگر هالیوودی به همراه شاهدخت و نامزدش در اوبر نشسته اند و راننده از هیجان زیاد از آنها درخواست سلفی می کند.
9. بریتنی اسپیرز و اسکریلکس
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
از آنجا که فرزندان بریتنی عاشق اسکریلکس هستند، از او خواسته تا با آنها در لاس وگاس عکس بگیرد.
10. کیتی پری و ماریا کری
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
اگر چه عکسی مشترک از کیتی پری و ماریا کری پیدا نکردیم اما این دو نیز رابطه خوبی با هم دارند.
11. کانیه وست و کریستن استوارت
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
کانیه وست و کریستن استوارت به همراه دوستانشان در پاریس. راستی خنده پنهانی کریستن استوارت برای چیست؟
12. جنیفر انیستون، جیسون بیتمن، ساندرا بولاک و جاستین ثرو
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
جنیفر انیستون و همسرش جاستین ثرو، تعطیلات چهارم جولای خود را به همراه دوستانشان ساندرا بولاک و جیسون بیتمن گذراندند. آنها در مصاحبه ای گفته اند که از این دوستی بسیار راضی و خشنود هستند.
13. برد پیت، آنجلینا جولی، شاهزاده ویلیام و کیت میدلتون
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
پس از ماهها تلاش، خانواده سلطنتی هالیوودی موفق به ملاقات خانواده سلطنتی انگلستان در لندن شدند. شاهزاده ویلیام و کیت میدلتون آنها را به صرف چای در کاخ کنزینگتون دعوت کردند.
14. سلنا گومز و جنیفر آنیستون
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
سلنا گومز می گوید من چیزهای زیادی از جنیفر آنیستون یاد خواهم گرفت، مثلا پختن پیتزا یا حتی نصیحت های مادرانه.
15. روبی رز و جاستین بیبر
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
روبی رز و جاستین بیبر در پشت صحنه کنسرت آویچی، دی جی (ریمیکس کننده و تهیه کننده موسیقی سوئدی).
16. جنیفر لوپز و میسی الیوت
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
جنیفر لوپز این عکس خود را به همراه میسی الیوت در اینستاگرام منتشر کرد.
17. تیلور سوئیفت و مالی رینگوالد
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
یک بار در جمعی مالی رینگوالد فریاد زد: «من می توانم در اجرای تیلور سوئیفت حضور داشته باشم؟» اتفاقی که اتفاد این بود که تیلور سوئیفت او را صدا کرد، دست خود را دور گردنش گذاشت و با او عکس گرفت. آن دو شماره خود را با هم رد و بدل کردند و از آن زمان تا به حال دوستان صمیمی شده اند.
18. کیتلین جنر و نائومی واتس
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
کیتلین جنر و نائومی واتس در کنار هم برای صرف شام در ملیبو، کالیفرنیا دیده شدند.
19. تیلور سوئیفت و کیم کارداشیان
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
کیم کارداشیان نه یک عکس، نه دو عکس بلکه چهار عکس از خود و تیلور را در اینستاگرام خود منتشر کرد.
20. جنیفر لوپز و مریل استریپ
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
سلفی جنیفر لوپز و مریل استریپ در مراسم اسکار.
21. لیدی گاگا و کیرا نایتلی
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
آنها این عکس را پس از احوالپرسی از هم روی فرش قرمز گرفتند. احوالپرسی آنها آنقدر گرم و صمیمی بود که گویی از دوستان قدیمی یکدیگر هستند.
22. نیکول ریچی و جسیکا آلبا
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
نیکول ریچی و جسیکا آلبا مسافرت های زیادی با هم می روند، کاری که تنها دوستان صمیمی انجام می دهند.
23. بلیک لایولی و بیانسه
,ستاره هایی که با هم رابطه صمیمی دارند هالیوود,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
بلیک لایولی و بیانسه دوستان خوبی برای هم هستند طوری که هر ساله تولد یکدیگر را در اینستاگرام و دیگر شبکه های اجتماعی تبریک می گویند.

 


از «بنتلی» پاریس هیلتون تا «آئودی» جاستین بیبر

وبسایت توریسم آنلاین: اغلب افراد مشهور و معروف همواره دوست دارند از سایر مردم و حتی رقیبانشان متمایز باشند.
 این افراد مشهور و ستاره می توانند از دنیای سینما و تلویزیون، ورزش، مد، سیاست، اقتصاد و ... باشند.
در این گزارش تصویری با تعدادی از افراد مشهور و انتخاب های متفاوتی که برای خودرو شخصی اشان داشته اند آشنا می شویم.
پاریس هیلتون- مدل ،بازیگر و نوه هتلدار معروف "هیلتون"- و بنتلی صورتی اش

,از «بنتلی» پاریس هیلتون تا «آئودی» جاستین بیبر بنتلی,پاریس هیلتون,آئودی,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان


فراری خاکستری مات 320 هزار دلاری "کایلی جنر"(مدل و شخصیت تلویزیونی و خواهرخوانده کیم کارداشیان)

,از «بنتلی» پاریس هیلتون تا «آئودی» جاستین بیبر بنتلی,پاریس هیلتون,آئودی,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

جاستین بیبر -خواننده پر حاشیه - و آئودی گل پلنگی اش

,از «بنتلی» پاریس هیلتون تا «آئودی» جاستین بیبر بنتلی,پاریس هیلتون,آئودی,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

تایگا –خواننده- و لامبورگینی اونتادور کروم رز طلایی

,از «بنتلی» پاریس هیلتون تا «آئودی» جاستین بیبر بنتلی,پاریس هیلتون,آئودی,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

کریس براون -خواننده - و لامبورگینی گالاردو با رنگهای آبی، قرمز، زرد و سفید

,از «بنتلی» پاریس هیلتون تا «آئودی» جاستین بیبر بنتلی,پاریس هیلتون,آئودی,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

هامر صورتی بریتنی اسپیرز

,از «بنتلی» پاریس هیلتون تا «آئودی» جاستین بیبر بنتلی,پاریس هیلتون,آئودی,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

 


زیدان: یک سال هرشب قبل از خواب گریه می کردم

روزنامه خبر ورزشی:  اگر تا همین چندسال پیش فقط صحبت از یک زیدان در دنیای فوتبال بود حالا ۴ زیدان دیگر آماده اند تا آوازه زین الدین، پدرشان، را بیشتر کنند.
 انزو ۲۰ ساله بازوبند تیم ذخیره های مادرید را به بازو می بندد و لوکا ۱۷ ساله هم دروازه بان تیم زیر ۱۷ ساله های فرانسه است که جام ملت های اروپا را برده و حالا هم راهی جام جهانی جوانان می شود.

,زیدان: یک سال هرشب قبل از خواب گریه می کردم زیدان,فوتبال,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

زیدان: یک سال هرشب قبل از خواب گریه می کردم زیدان,فوتبال

 زیدان: یک سال هرشب قبل از خواب گریه می کردم

 البته تئو ۱۳ ساله و الیاس ۹ ساله هم منتظرند تا پا جای پای برادران بزرگتر و پدر کبیرشان بگذارند. زیدان در گفت و گوی مفصلی که با مجله «اکیپ» داشته درباره بچه هایش و البته موسسه فوتبالی «دنون نیشن» که مخصوص بچه های ۱۰ تا ۱۲ ساله فوتبالیست در دنیا است گفت و گوی مفصلی کرده که «خلاصه » ای از آن را از نظر می گذرانید.
بنا به گزارش آکاایران : به نظر می رسد وقتی بچه ها دور و برتان هستند خوشحال تر از حد معمول هستید. همین طور است؟
در کل در حضور بچه ها بله، خوشحال ترم. طبیعتا وقتی این بچه ها بچه های خودم هم باشند که باز هم خوشحالترم. این لحظه ای است که واقعا احساس راحتی می کنم به ویژه اگر اینکه داخل زمین فوتبال باشم؛ جایی که بوده ام، هستم و برای همیشه خوشحال خواهم بود.
شما با این جام «دنون نیشن» خلاقیتی به خرج دادید و با بچه های نوجوان یک فوتبال بدون مرز ۳۰ نفر در مقابل ۳۰ نفر را اجرا کردید...
من فوتبال خیابانی، محلی و باشگاهی را می شناسم و همین مورد به من کمک کرد خلاقیتی به خرج دهم و اجازه بدهم بچه ها بدون اینکه محدودیت قانونی داشته باشند، با آزادی کامل هرچه دوست دارند انجام بدهند. این زندگی ماست.

,زیدان: یک سال هرشب قبل از خواب گریه می کردم زیدان,فوتبال,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

این آزادی که می گویید هنوز هم نزد فوتبالیست های جوان وجود دارد؟
نه. با این شبکه های اجتماعی که امروزه وجود دارد همه رصد می شوند... در زمان ما اینگونه نبود. راحت در گوشه ای سرمان به کار خودمان بود. این شانس را داشتیم که آزاد باشیم، از آزادی مان لدت ببریم و کارهای احمقانه ای که سرگرم مان می کرد را انجام بدهیم.
یک جوان امروزه به چیزی برای موفق شدن در دنیای فوتبال نیاز دارد؟ عشق به فوتبال، سختکوشی و جدیت؟
قبل از همه این ها نیاز هست هیجانی وجود داشته باشد که شما را به کاری که دوست دارید وادار کند. اگر هیجان انجامش را داشته باشید بقیه موارد خود به خود از راه می رسد.
 البته بعد از اینها نیاز به زمینه هم دارید. چرا من در فوتبال پیشرفت کردم؟ چون همیشه و هنوز هم قابلیت زیادی برای گوش کردن دارم. همه چیز را نگاه می کردم و حواسم به همه چیز بود. بچه که بودم خیلی به بازی برادر بزرگم (نورالدین) نگاه می کردم.
بازیکن فوق العاده ای بود که تکنیکش فراتر از حد معیار بود. تک تک ژست هایش را بررسی می کردم. کاری که من را از بچه های همدوره ام متمایز می کرد همین قابلیتم بود. به حرف آدم های اطرافم گوش می کردم. من پتانسیل و خلاقیتش را داشتم ولی اگر به حرف آنها گوش نمی کردم هرگز موفق نمی شدم.
پس سختکوشی و تمرین به تنهایی کافی نیست...
درست است. هیچ چیزی ساده به دست نمی آید. الان داریم درباره من صحبت می کنیم و خیلی ها فکر می کنند برای من همه چیز مهیا بوده و در ناز و نعمت بوده ام. وقتی تعداد زیادی از بچه های امروزی را می بینم که می خواهند فوتبالیست شوند؛ باید برای فوتبالیست شدن شانس داشت.
شانس چی؟
مثلا اینکه به پست آدم های خوبی بخورید. آدم هایی که در زمین فوتبال به شما کمک کنند و چیزی یاد بدهند. من این شانس را وقتی در مارسی و آ.اس کن بازی می کردم داشتم.
شما وقتی جوان بودی به تیم بزرگسالان آ.اس کن رفتید. خاطره ای از آن زمان به یاد دارید؟
۱۵-۱۴ سالگی برای من سن خیلی زودی بود. راستش باید همینجا یک اعتراف کنم: در طول یک سال، هر شب وقتی در اتاقم تنها بودم گریه می کردم.
 البته من در خانواده ای بودم که خیلی گرم از من پذیرایی می کردند؛ آقا و خانم الینو دوست داشتنی بودند و خیلی برایم زحمت می کشیدند. آنها نمی دانستند ولی هرشب قبل از اینکه بخوابم گریه می کردم. هر شب. دلم برای خانواده ام، برادرهایم و خواهرم تنگ می شد.

,زیدان: یک سال هرشب قبل از خواب گریه می کردم زیدان,فوتبال,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

خب می شود گفت همین زندگی با دیگران شما را ساخت. ایا این موضوع تاثیری روی مردی که امروزه هستید داشت؟
همیشه دوست داشته ام چیزهای که دارم را قسمت کنم. من در خانواده بزرگی به دنیا آمدم و فامیل زیادی هم داشتم؛ عمو، خاله،عمه، دایی و همه فرزندانشان.
 خب در زمین هم برای من مهم این بود به جای اینکه گل بزنم، کاری کنم بقیه گل بزنند. این روزها کمتر بازیکنی پیدا می شود چنین چیزی بگوید ولی من این طوری بودم. دوست داشتم به هم تیمی هایم خوش بگذرد.
وقتی صحبت از احترام گذاشتن در فوتبال می شود، شما همیشه از حس احترام گذاشتنی که پدرتان به شما اموخته حرف می زنید. این احترام چیست؟
اینکه به همه کارهایتان احترام بگذارید. چه داخل زمین و چه خارج از زمین. این حس همیشه با من بود. من تربیت خانوادگی فوق العاده ای داشته ام. همیشه به من می گویند خجالتی بوده ام و خیلی توانایی هایم را بروز نداده ام ولی هرگز اموزش و تربیتی که دیده ام را عوض نخواهم کرد.
برای بچه هایتان زیدان بود سخت است یا ساده؟
بعضی ها فکر می کنند خیلی ساده است چون پسران من چیزی در زندگی کم ندارند ولی اصلا این طور نیست و فکر می کنم برای انها زیدان بودن خیلی سخت است.
آنها برخلاف شما آدم های برونگرایی هستند؟
بعضی وقت ها بله ولی روی هم رفته شخصیت های متفاوتی دارند. من ۴ پسر دارم که همگی صور فلکی تولدشان گاو است! روی هم رفته بد نیست.

,زیدان: یک سال هرشب قبل از خواب گریه می کردم زیدان,فوتبال,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

لوکا، یکی از همین پسرهایت در جام جهانی زیر ۱۷ ساله ها بازی خواهد کرد. دومین زیدان در جام جهانی. افتخار می کنید؟
بله. برایش خیلی خوشحالم. او عاشق کارش است و این موضوع خوشحالم می کند. او در ۱۷ سالگی قهرمانی اروپا شده. بد نیست، نه؟ حداقل تا اینجا که بهتر از من بوده ... (می خندد). خوشحالم و به او افتخار می کنم ولی این تازه آغاز راه است.
لوکا در نیمه نهایی یورو جوانان، مقابل بلژیک یکی از ضربه های پنالتی تیمش را با پاننکا (چیپ) زد (گل نشد). شما در ۱۷ سالگی سعی می کردید چیپ بزنید؟
نه. من در سن او پنالتی زده ام ولی هرگز پاننکا(چیپ) نزدم. این همان چیزی است که می گویم هرکسی شخصیت خودش را دارد. لوکا کاراکتر بزرگی دارد.
حالا به عنوان مربی چه؟ اگر یکی از بازیکنانتان پاننکا بزند و پنالتی اش گل نشود...
پاننکایش گل نشود؟ خب، خرابش می کنم (می خندد) وقتی تو پاننکا می زنی باید گل شود وگر نه به هیچ دردی نمی خورد و از همه بدتر اینکه کار مسخره ای هم کرده ای.
حالا به لوکا توصیه ای هم می کنید؟
او دروازه بان است، پس من نمی توانم چیز زیادی به او بگویم (می خندد). اصلا شاید به خاطر اینکه از دست من در امان باشد رفته و دروازه بان شده!
هر ۴ پسر شما فوتبال بازی می کنند. ژنتیکی است یا اتفاقی؟
برای من و مادرشان مهم این است که خودشان کاری که می خواهند را انتخاب کنند و متوجه عاقبتش باشند. از این گذشته فکر می کنم ورزش کردن بهترین شیوه برای ارتباط برقرار کردن با بقیه بچه ها باشد. به هر حال آنها می توانند به غیر از فوتبال رشته دیگری هم انتخاب کنند... هرچند که فوتبال هیجان مشترک ماست. این چیزی است که همگی، پدر، پسر و برادر بین همدیگر تقسیم می کنند.

,زیدان: یک سال هرشب قبل از خواب گریه می کردم زیدان,فوتبال,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

انزو، حالا که شما مربی اش هستید فیکس بازی می کند؟
بله، بازی می کند، غالبا بازی می کند ولی فقط به این خاطر که شایستگی اش را دارد.
با این حال شما خیلی با او سختگیرانه تر از بقیه رفتار می کنید، درست است؟
این کاری است که باید کنم. ببینید این موضوع کمی پیچیده است. اینکه پسر من در رختکن تیمم باشد برای من با بازیکنان دیگر هیچ فرقی نمی کند ولی بعد از تمرین و مسابقه و در خانه، انزو دوباره پسرم می شود. اگر هم می بینید با او سختگیرم، به این خاطر است که از قابلیت هایش آگاهی دارم و می دانم که می تواند بهتر از این ها باشد.
بعد از جام جهانی ۲۰۰۶ و ضربه سری که به سینه ماتراتزی زدید، خیلی کم درباره آن موضوع حرف زدید. با این حال وقتی هم دربار هاش حرف زدید، تاکید داشته اید که این کار را فقط برای بازیکنان جوان انجام می دهید.
نه، من بعد از ان اتفاق خیلی سریع درباره اش حرف زدم. باید این کار را می کردم. به خاطر کاری که کرده بودم عذرخواهی کردم چون راستش را بخواهید بابت آن موضوع به خودم افتخار نمی کنم ولی خب این همه جزئی از زندگی است.
تفاوت کاری که من کردم این بود که جلوی چشم میلیون ها میلیون نفر بود. به هر حال در زندگی، همه بالاخره اشتباه می کنیم. این همان چیزی بود که می خواستم به همه به ویژه به بچه ها بگویم.
بعد از فینال اگر به تلویزیون آمدم تا عذرخواهی کنم به این خاطر بود که به کاری که کرده بودم نمی بالیدم و همزمان هم می خواستم بگویم همگی بعضی وقت ها کارهای احمقانه ای می کنیم و این کارها نباید همه چیز را تحت الشعاع قرار دهد...
حالا این بچه های ۱۰ تا ۱۲ ساله ای که با انها کار می کنید، درباره آن صحنه با شما حرف هم می زنند؟
نه، نه، راستش جراتش را ندارند. هرچند که دورادور چیزهای می گویند... (می خندد).

 


بازیگر فاطماگل و لطیفه می خواهد به ایران بیاید!!

ارتباط ما با ستاره های بین المللی همیشه جاده یک طرفه بوده. ابراز علاقه ها و موج مثبت ها از این طرف برایشان فرستاده می شده و شاید آنها اصلا نمی دانستند که در سرزمین های دور یا نزدیکشان چنین طرفداران و اتمسفر مثبتی برایشان وجود دارد.

انگین آکیورک، سوپراستار تازه ای است که سراغش رفتیم و قصد داریم او را به ایران بیاوریم تا کار ویژه ای را برای هوادارانش کرده باشیم. برای اینکه حرفمان را باور کنید مصاحبه هایشان همراه با عکس هایی وِیژه را فراهم کردیم. حالا طرفداران او می توانند مطمئن باشند حرف هایشان به او رسیده. هر چند اتفاق بهتری در راه است.

دوست دارم ایران را ببینم

وقتی در موقعیتی که من هستم قرار می گیرید، دنیا برای تان شکل تازه ای پیدا می کند. از دیگر کشورها برای بازی در فیلم ها دعوت می شوید و این حس فوق العاده ای است. روزی که متوجه شدم در کشورهای همسایه به خصوص ایران هواداران زیادی دارم، فهمیدم بازیگری عجب معجزه ای است! نمی دانم؛ شاید روزی هم به ایران رفتم. دیدن ایران حسی دوست داشتنی دارد. تا چه اتفاق بیفتد.

 

بچه دبیرستانی عاشق تئاتر

من از دوره دبیرستان مجذوب تئاتر بودم. در نمایش های آماتوری بازی می کردم و نقش های مختلف را هم اجرا کرده ام. اما حس نمی کردم به سمتی بروم که برای بازیگر شدن درس بخوانم. یعنی فکر نمی کردم یک بچه 16،17 ساله آنقدرها واقع بین باشد. هیچکس در آن سن واقعا فکر محکمی ندارد. نهایت اینکه بعد از دانشگاه تصمیم گیرنده بهتری می شویم.

چتین آلتان، یکی از نویسندگان و سیاستمداران مطرح ترکیه در این باره جمله خوبی دارد و می گوید: «ترکیه یعنی کشور بدون حرفه.» من در دانشگاه می خواستم در رشته ای تحصیل کنم که بیشتر برایم جذاب باشد؛ حتی بیش از ادبیات یا تاریخ اما وقتی امتحان دادم، در رشته تاریخ دانشگاه آنکارا قبول شدم. سال دوم دانشگاه بود که باز سمت تئاتر رفتم و در کارهای آماتوری بازی کردم و در همان خلال احساس کردم چقدر دلم می خواهد بازیگر شوم.

وقتی خودم هستم!

بازیگر شدن برایم یک حس غیرقابل توصیف است. شاید راهی بود که واقعا باید می رفتم یا شاید باید کمی به سنم اضافه می شد تا به این تصمیم برسم. نمی دانم شاید باید شخصی باشد که دقیقا واکاوی کند چرا ما با زندگی خود چنین کارهایی می کنیم. هرچیزی می تواند علت آن باشد. به هر حال معتقدم تصمیم حالای ما روی آینده ما اثر دارد.

در حال حاضر حس می کنم وقتی بازی می کنم بیش از همیشه خودم هستم و بازیگری چیزی است که مرا بیشتر شرح می دهد. شخصا فکر می کنم هرکسی باید کاری را انجام دهد که دوست دارد و او را واقعا شاد می کند.

آرزوی کودکی من

به عنوان یک بازیگر، توانایی و تبدیل شدن به شخصی دیگر من را خیلی شاد می کند و این آدم دیگر شدن یعنی آدمی که متفاوت از خودم است و از نظر حسی با آن درگیر می شوم، حس خوشایندی است. البته این احساس مانا نیست و ما داریم در یک زمانی خاص، حسی را با تماشاگران به اشتراک می گذاریم؛ در مقابل واکنش آنها و اینکه چقدر ما را می پذیرند در این قالب های متفاوت باعث شادی من می شود. وقتی بچه بودم از خودم می پرسیدم اگر چنین کاری بتوانم بکنم خیلی هیجان آور است؛ یعنی توانایی ای بود که حتی فکر کردن به آن هم برایم لذت بخش بود. در واقع این آرزوی کودکی من بود که بتوانم به چنین توانایی دست پیدا کنم.

ترس از بازیگر شدن!

زمانی که در مسابقه «رقابت ستاره های ترکیه» شرکت کردم و پیروز شدم و به یک باره خود را در میان بزرگان یافتم، هم هیجان زده بودم و هم دچار وحشت شدم.

 اتفاق ساده ای نبود؛ اینکه در میان آن بازیگران بزرگ باشم باعث ترسم شده بود. البته فقط بازیگران نبودند، جمع کثیری از نویسندگان، کارگردانان و تهیه کنندگان هم حاضر بودند. حتی بازیگران جوانی که جزء بهترین ها بودند و هستند. درمیان آن همه استعداد واقعا سخت بود بدون ترس و دلشوره مطمئن باشی می خواهی چه کاری انجام دهی. یک مساله این بود که برای کار اول باید در مجموعه ای حاضر می شدم که هم درام و هم کمدی بود و توانایی ظاهر شدن مناسب در هر دو جنبه آن، کار سختی بود و در آنجا برای نخستین بار از بازیگر شدن ترسیدم!

بازیگری برای انگین

بازیگری برای من به دو دوره مختلف تقسیم می شود؛ اول زمانی که در آنکارا کار تئاتر انجام می دادم که درست بعد از زمان دانشگاه بود. دوره بعدی زمانی بود که وارد استانبول شدم تا وارد صنعت حرفه ای شوم و در سریال های تلویزیونی بازی کنم. ورودم به استانبول بسیار جالب بود. از طریق یک آزمون استعدادیابی وارد شدم و بعد از آن پیشرفت کردم و اتفاق ها پشت سر هم رخ داد. آمدنم به استانبول و حضورم در این عرصه همگی متاثر از آن رقابتی بود که به شکل آزمون انجام دادم.

فرصتی برای دیده شدن

سریال «داماد خارجی» برای من فرصتی بود تا توانایی ام را درام و کمدی به مخاطب نشان بدهم. به نوعی برای شروع حرفه من قدم فوق العاده ای بود. اما شخصا برای من ادامه این مسیر به اندازه قدم اول مهم است. اینکه بعد از آن موفقیت قرار است چه کار کنی نباید مساله ای باشد که از آن به راحتی گذر کرد. بازیگری چیزی نیست که با مطالعه وسط یک چهاردیواری بر آن مسلط شوی یا تنها با دیدن چند فیلم در آن مهارت پیدا کنی. فقط با تجربه کسب کردن و کار کردن پیشرفت می کنی. از هر نقش و هر آدمی که با او کار می کنید چیزی یاد می گیرید و من در این مسیر بسیار خوش شانس بودم.
 

هنر ذاتی بازیگری

بازیگری یک حرفه انفرادی است که نیازمند استعداد بالایی است؛ حرفه ای که به تکامل آدم کمک می کند و باید در آن رشد کرد. الزامی هم نیست کسی که از دانشکده هنر فارغ التحصیل می شود حتما در این عرصه موفق باشد. با این حال داشتن تحصیلات آکادمیک خوب است و به نوعی یک امتیاز هم محسوب می شود اما در تمام دنیا بازیگران بزرگی وجود دارند که هرگز در عرصه هنر تحصیل نکرده اند چرا که هنر را به شکل ذاتی در وجود خود داشته اند.

یک اتفاق احساسی عجیب

بازیگری به نظرم یک اتفاق احساسی عجیب است که گاهی افرادی در آن موفق بوده اند که اصلا تحصیلات این رشته را نداشته اند. شما باید از طریق دورنمای ترسیمی که از نقش دارید به آن نزدیک شوید و از خود بپرسید که آیا  این همان چیزی است که باید بازی کنم؟ چرا این کار را می کند یا چرا و با چه انگیزه ای این شخصیت باید این کار را انجام دهد؟

توجه خاص به هسته مرکزی

من همیشه به نقشی که بازی می کنم توجه خاصی نشان می دهم و از خودم می پرسم که او کیست؟ چه انگیزه و هدفی دارد؟ نقطه ضعف هایش چیست؟ چه علایقی دارد؟ در کنار این مسائل، بسیار مهم است که بدانید آن اثر را چه کسی می سازد یا تهیه می کند؟ قدرت فیلمنامه و اینکه قصد دارد چه داستانی را بیان کند هم بسیار مهم است. همه این جنبه ها اساسا مورد توجه هستند اما همیشه یک هسته مرکزی در انتخاب نقش ها وجود دارد؛ هسته ای که می تواند همه چیز را تحت الشعاع قرار بدهد؛ برای مثال کارگردانی خاص یا نقشی ویژه. . . گاهی هم تیم تولید یا محتوی کلی کار مطرح است.

نزدیک شدن به نقش ها

من برای شروع بازی در یک نقش، به آن نقش نزدیک می شوم؛ برای مثال نقشی که در «مشکل کوچک ایلول» داشتم برایم جالب بود. آن شخصیت در منطقه ای به نام بزکادا زندگی می کرد و من قبل از شروع فیلمبرداری به آن منطقه رفتم تا یاد بگیرم آدم های آنجا چه ویژگی هایی دارند. این برایم واقعا جالب بود و همیشه سعی می کنم اول به نقش هایم نزدیک شوم.

آمادگی برای یک ماراتن

گاهی شما اصلا از همان ابتدا به شدت با کار درگیر هستید و اساسا نویسنده، نقش را برای شخص شما می نویسد. گاهی حتی پیش از نگارش کار باید برای نقش خاصی آماده شوید. در هر حالتی من سعی می کنم آن نقش را به خوبی پیدا کنم و آن را به زندگی بیاورم و با احساسات و شخصیت خودم همراه کرده، حتما چیزی به آن اضافه کنم.

مهم است که هر نقش چه جزییات و جنبه هایی دارد؛ مثلا در «پول کثیف عشق» (لطیفه) نقش عمر یک افسر پلیس را بازی کردم که برای بازی در این نقش باید یاد می گرفتم رفتارهای معمول یک پلیس چگونه است ؛ بنابراین تمام جزییات تکنیکی را به نقش آوردم؛ حتی اینکه چه نوع ادبیاتی را در مراودات خود دارند و در برخورد با مسائل مختلف چگونه رفتار می کنند، بنابراین حتی چطور یک اسلحه را حمل و چطور آن را غلاف می کنند. اینها آماده شدن برای انجام یک مسابقه ماراتن است!

در حال پیرشدن هستم!

در ترکیه معمولا هر بازیگری وقتی در ژانری جا می افتد و هوادار پیدا می کند همیشه همان قالب را ادامه می دهد و برای آنکه هوادارانش را از دست ندهد دست به تغییر مسیر نمی دهد. اما من به چنین قاعده ای عمل نکردم و هر نقشی که کار کردم کاملا متفاوت بود. حتی برادرم می گوید بعضی از آنها آنقدر متفاوت از هم هستند، که آدم نقش قبلی را کاملا فراموش می کند! ترجیح من این است که کارهایی را انتخاب کنم که باعث رشد من شوند و چیزی تازه به من یاد بدهند. سن افراد، فاکتور مهمی است.

قطعا نقشی که در 32 سالگی به من پیشنهاد شده بود متفاوت از نقشی است که در 22 سالگی پیشنهاد می شد. گذشته از اینکه من در زندگی ام چگونه به نظر می رسم، در این حرفه و آنچه که می خواهم این واقعیت است که من در حال پیر شدن هستم. اینها روی چگونه بازی کردن یک نقش هم تاثیر دارند. نگاه من به چگونه بازی کردن نقش ها هم مهم است؛ اینکه چطور با مخاطبان همراه و همفکر شوم.

دوگانگی شخصیت بازیگرها

بعضی افراد پیش از پروژه جدیدشان به غار تنهایی می روند و بعضی ها هم به اجتماع می روند و این کاملا طبیعی است. رفتار من بسته به نوع نقش، متفاوت است. گاهی لازم است که خودم را از همه جدا کنم و به خاطر آن نقش تنها باشم. اما اگر مثلا قرار است یک نقش اجتماعی را بازی کنم حتما اغلب اوقات را با اطرافیان و حتی مردم خواهم گذراند.

جذابیت پنهان سریال ها

قطعا نقش های تلویزیونی طولانی تر هستند؛ برای مثال شما 100 یا 200 اپیزود را بازی می کنید و این ممکن است سه سال طول بکشد. باید مدت طولانی روی آنها فکر کنید، آماده شوید و زمانی طولانی متمرکز بمانید و این ماجرا ماه ها ادامه دارد. اما در یک فیلم سینمایی 20 یا 30 روز سر کار هستید و بعد در کار دیگری متمرکز می شوید. سریال های تلویزیونی ضرباهنگ جالبی دارند و شما در طی این ریتم، کاراکتر را به شکلی گسترده به نمایش می گذارید که البته بستگی به محبوبیت مجموعه و واکنش عمومی دارد.

 

همیشه ممکن است یک واکنش بیرونی بر روند و چگونگی بازی و نقش شما تاثیر بگذارد و به همین علت همیشه باید برای تغییرات آماده باشید. همین مساله تفاوت آن را با تئاتر یا سینما نشان می دهد. در سینما و تئاتر سناریویی هست که باید مطابق آن عمل کنید اما در سریال شما نمی دانید مثلا در قسمت 50 سریال قرار است چه اتفاقی بیفتد؛ اما حتی زمانی که قسمت اول را بازی می کنید باید به این فکر کنید که در قسمت 50 قرار است چه شود.

موفقیت برای یک اثر

من به فیلم های کوتاه علاقه بسیاری دارم. هرچند در دنیای حرفه ای خودم در کارهای کوتاه زیادی بازی نکردم اما به دوستانی که فیلم کوتاه می سازند اعلام می کنم که کارشان را دوست دارم.  یکی از اساس های این حرفه هدایت بازیگران است. براساس تجربه های شخصی ام اینکه شما بخواهید کارگردانی مناسب و قصه گویی خوبی داشته باشید حتما باید ارتباط فوق العاده ای با بازیگران کارتان برقرار کنید و اینکه چطور بازیگران خود را هدایت کنید.

پیدا کردن بازیگر مناسب که نقش آفرین خوبی باشد یک عامل تضمین کننده برای موفقیت کار است.  این یک اصل است که هرچقدر فیلمنامه خوب باشد اما بازیگرانت اجرای مناسبی نداشته باشند، موفقیت فیلم از حدی فراتر نخواهد رفت.

هنر یادگیری یک بازیگر

بازیگری دانشی است که نیاز به یادگیری تجردی و افزایش توان و حس دارد که حتی باید در فیلم های کوتاه هم مورد توجه قرار بگیرد. بازیگری حرفه ای است که مدام در حال تغییر و تحول است و به همین علت کار کردن با بازیگران مختلف نیاز به سطح درکی متفاوت از کارگردانی و بازیگری دارد. شما می توانید 50سال در حرفه بازیگری فعالیت داشته باشید ولی باز هم چیزهایی برای یادگیری پیدا کنید. این هنر یک بازیگر و جذابیت شغل بازیگری است.

تصمیماتی از روی دل!

در حال حاضر هنگام تصمیم گیری ها، هم عقلانی رفتار می کنم و هم دلی! به نظرم می آید که پیرو عقلم هستم اما بعد از انتخاب برخی کارها می فهمم درواقع از دلم پیروی کرده ام. این، هم خوب است و هم بد چرا که گاهی دل شما نمی تواند آینده و رفتار دیگران را پیش بینی کند ولی در کل هرگاه از روی دل تصمیم گرفته ام، خوشحال تر و راضی تر بوده ام.

کسالت از نقش ها. . . !

مهم ترین مساله در بازیگری این است که باعث رضایت من شود و اینکه من چه چیزی می توانم به نقش اضافه کنم. شما مدت ها با یک نقش زندگی می کنید و قطعا این روی همه جنبه های زندگی آدم تاثیر می گذارد. اگر در تلویزیون نقش منفی بازی کنید حتی روی زندگی و روابط اجتماعی شما تاثیر می گذارد. در واقع شما با یک کاراکتر نامناسب ممکن است مورد آزار هم واقع شوید یا دست کم برای تان کسالت بار شود. ولی من هرگز از ایفای نقشی دچار کسالت نشده ام. شاید به خاطر اینکه من خیلی گزیده کار جلو رفته ام و هر نقشی را بازی نکرده ام و کاراکترهایی را انتخاب می کنم که درخلال کار با آنها اخت و دوست شوم و برای همین از همان ابتدا به خوبی خودم را آماده می کنم.

 


آشنایی با زندگی مندلیف

دیمتری ایوانویچ مندلیف دانشمند، شیمیدان بزرگ در فوریه 1834 در شهر «توبوسک» در سیبیری روسیه متولد شد او چهاردهمین فرزند خانواده بود پدرش مدیر مدرسه بود او پدر خود را در کودکی از دست داد. او در مدرسه توپولسک استعداد درخشان خود را در ریاضی و فیزیک نشان داد و عصرها بعد مدرسه در کارگاه شیشه گری به مادرش کمک می کرد مدتی بعد کارگاه شیشه گری آتش گرفت و همه سرمایه شان از دست رفت. دیمیتری برای یافتن شغل بهتر به سن پترزبورگ رفت و در آن جا به تدریس پرداخت در سال 1850 توانست بورس تحصیلی بگیرد و به تحصیل در رشته ریاضی، فیزیک و شیمی بپردازد. او خانواده خود را هم به سن پترزبورگ برد اما متاسفانه مادر و خواهرش به بیماری سل دچار شدند و جان خود را از دست دادند و او تنها شد فقر از یک سو و اندوه از سوی دیگر او را چنان بیمار ساخت که پزشکان تصور کردند او نیز به سل میتلا شده است و به او توصیه نمودند برای معالجه و استراحت به یک محل خوش آب و هوا مسافرت نماید. دیمیتری به جزایر کریمه رفت و مدتی را در آنجا ماند. پس از مدتی او سلامت روحی خود را بازیافت و به سنت پترزبورگ بازگشت.

مندلیف در محضر آ. وسکرسنکا شیمیدان بزرگ روسی علم شیمی را  آموخت و در سال 1855 با دریافت یک مدال طلا فارغ التحصیل شد. او به شغل معلمی در دبیرستان پرداخت و چندی بعد کتاب شیمی آلی را که اولین کتاب درسی شیمی آلی روسی بود منتشر نمود. پس از آن به فرانسه و آلمان دعوت شد تا در کنفرانس ها شرکت کند. کتاب بعدی او "اتحاد آب و الکل" بود. او در زمینه شیمی صنعتی درجه دکتری گرفت و استاد شیمی در دانشگاه سن پترزبورگ شد. پس از آن چند کتاب دیگر در زمینه شیمی منتشر نمود. در سال 1864 با دختری به نام فزووز لشوا در دانشگاه آشنا شد و ازدواج کرد. آنها دو فرزند داشتند اما ازدواج آنها سرانجام به طلاق و جدایی منجر شد.

در آن زمان همه عناصر شیمیایی هنوز شناخته نشده بودند و در سال 1869 شیمیدانها فقط شصت و سه عنصر را کشف کرده بودند به عقیده مندلیف خواص فیزیکی و شیمیایی عناصر تابعی از جرم اتمی آنها بود مندلیف عناصر بر اساس خواص مواد در خانه های عمودی و افقی یک جدول قرار داد او در این جدول عناصر را براساس وزنشان رده بندی نمود. این جدول از سبک ترین عنصر یعنی هیدروژن آغاز می شد  و به سنگین ترین عنصر یعنی اورانیوم خاتمه پیدا می کرد. دیمتری مدتی بعد دوباره ازدواج کرد و از ازدواج دوم خود چهار فرزند دیگر دارا شد. دیمتری دارای اخلاقی عجیب بود و همواره مورد تمسخر اعضای انجمن شیمیدانان روسیه قرار می گرفت تنها مشوق او لوتادمیر دانشمند بزرگ شیمی بود. در سال های بعد عناصر اسکاندیوم و ژورمانیم نیز کشف شدند و مندلیف این عناصر را هم در جدول خود  قرار داد. به کمک قانون تناوبی مندلیف پیش بینی خواص عناصر شیمیایی ناشناخته امکان پذیر شد و زمینه کشف عناصر توسط دانشمندان پایه ریزی شد قانون تناوبی راه کشف این عناصر را ممکن ساخت. این جدول نشان می داد که در چه جاهایی مکان خالی برای عنصری ناشناخته باقی می ماند که باید بعداً اشغال شود. با آگاهی از خواص عناصر موجود در نزدیکی این مکانهای خالی امکان پذیر شد که خواص مهم عناصر ناشناخته تخمین زده شود و خواصی مانند جرم اتمی، چگالی، نقطه ذوب و نقطه جوش ماده ناشناس بر اساس استدلال و محاسبه معین شود.

مندلیف در سال 1869 جدول خود را به جامعه شیمی روسیه تقدیم کرد . جدول مندلیف که پیش بینی وجود 92 عنصر را می نمود درآغاز کسی از جدول او استقبال نکرد با گذشت زمان پیشگویی های مندلیف تحقق یافتند و عناصر مجهول با مشخصات از قبل پیش بینی شده و وزن مخصوص مشخص جای خود را یکی پس از دیگری در جدول مندلیف یافتند.

,آشنایی با مندلیف, آشنایی با زندگینامه مندلیف, زندگینامه مندلیف,زندگینامه دانشمندان

با اکتشاف آرگون در سال 1894 و هلیوم  «رامزی» براساس جدول مندلیف وجود نئون و کریپتون و گزنون را پیش بینی نمود و در این هنگام جدول مندلیف شهرت عجیب و فوق العاده ای کسب نمود. از آن پس تمام آکادمی های کشورهای جهان جز روسیه  او را به عضویت خود پذیرفتند.

مندلیف مردی آزادی خواه و علاقه مند به مسائل اجتماعی بود او مورد انتقاد دولت روسیه قرار گرفت و  دولت روسیه او را به خارج از  از روسیه فرستاد. مندلیف به پاریس رفت و در آزمایشگاه ورتس شیمیدان فرانسوی مشغول به کار شد . و مدتی هم به همکاری با بونزن شیمیدان و فیزیکدان آلمانی پرداخت . سپس به آمریکا سفر کرد و از چاه نفتی پنسسیلوانیا بازدید به عمل آورد . مندلیف هنگام کسوف سال 1906 به فرانسه رفت و برای تحقیق فضایی با بالون به هوا پرواز کرد . در سال 1906در لیست نامزدهای جایزه نوبل قرار گرفت ولی مواسان شیمیدان فرانسوی  بیش از او رأی آورد و این جایزه به مندلیف نرسید . مندلیف یکی از چهره ها و شخصیت های محبوب مردم روسیه بود. او در زمان جنگ روسیه و ژاپن بعلت تقاضای مردم روسیه به کشورش روسیه باز گشت. مندلیف در دوم فوریه 1907 در سن هفتاد و سه سالگی درگذشت. سالها پس از مرگ او، در سال 1955 عنصر شماره 101 این جدول نیز کشف شد این عنصر به  افتخار مندلیف به نام مندلیفیم نام گذاری شد . آخرین خانه خالی جدول مندلیف در سال 1938 با کشف (آکتینوم) در پاریس پر شد.

 


سامی خدیرا

سامی خدیرا متولد ۴ آوریل ۱۹۸۷ در شهر اشتوتگارت کشور آلمان؛ فوتبالیست آلمانی تونسی تبار است که در باشگاه فوتبال رئال مادرید و تیم ملی فوتبال آلمان بازی می کند و پست بازی وی هافبک دفاعی می باشد.
او از ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۰ در باشگاه فوتبال اشتوتگارت بازی می کرد و در فصل ۰۷-۲۰۰۶ با این تیم قهرمان بوندس لیگا شد و در فصل ۱۱-۲۰۱۰ با درخشش در تیم ملی آلمان در بازی های جام جهانی آفریقای جنوبی رهسپار تیم رئال مادرید اسپانیا شد.اومانند هم تیمی خود مسعود اوزیل مسلمان است.

زندگی شخصی

 پدر او تونسی و مادرش آلمانی است. برادر کوچکتر او عضو تیم ملی زیر پانزده سال آلمان است.

سامی خدیرا

,sami khedira,بیوگرافی سامی خدیرا,زندگینامه سامی خدیرا,بیوگرافی ورزشکاران، زندگینامه ورزشکاران، بیوگرافی ورزشکاران ایرانی، بیوگرافی ورزشکاران خارجی، بیوگرافی ورزشکاران زن

sami khedira,بیوگرافی سامی خدیرا,زندگینامه سامی خدیرا,سامی خدیرا

آکاایران: سامی خدیرا

تولد: ۱۳۶۶/۰۱/۱۵
محل تولد: آلمان ، اشتوتگارد
ملیت: آلمانی
موقعیت بازی: خط میانی
قد: ۱۸۹
وزن: ۸۳
پا: راست پا

 


ليست صفحات
حلزون
تعداد صفحات : 5


مدل لباس مجلسی



نظرسنجي
    ورود به سايت

    پرچم کدوم بالاتر هست؟