دسته بندی ها


بازديد سايت
افراد آنلاين : 4
بازديد امروز : 805
بارديد ديروز : 2,269
بازديد کل : 4,748,475

تبليغات
قیمت هتل مشهد لباس مجلسی
ساناز صالحی هم ادعا میکنه زیباترین دختر ایرانه ! + عکس و بیوگرافی

ساناز صالحی Sanaz Ro Salehi  متولد سال ۱۳۷۴ است . این دختر ایرانی ادعا میکنه  که هیچ گونه جراحی زیبایی انجام نداده. وبه طور طبیعی زیباست فقط رنگ چشاش مال خودش نیست و قهوه اییه …

,بیوگرافی ساناز صالحی,دختر زیبا,زیباترین دختر ایران,[categoriy]

عفتت را برای قلب پاکی که پروردگارت به تو هدیه کرده نگاه دار …
از میان این جماعتی که هر یک در پشت نقاب ها پنهانند 
قلب هایی که همانند ظاهرشان
نیــــــــستند!
گاه میخواهی همرنگ جماعت باشی غافل از آنکه خود حتی نمیدانی این جمعیت چه رنگ است؟
ثانیه به ثانیه یکرنگ بودن …
در دنیایت ((نیـــــــــازمند احساس هیچ کس مباش))
دیگری را هم بر ((محبت خود نیازمند نکن))
تنهـــا برای خود باش!
بانوی خود باش!
قلبت را زیبا کن
محــبت ها همیشگی نیستند …
آن هارا خوب به خاطر بسپار …

,بیوگرافی ساناز صالحی,دختر زیبا,زیباترین دختر ایران,[categoriy]
,بیوگرافی ساناز صالحی,دختر زیبا,زیباترین دختر ایران,[categoriy]
,بیوگرافی ساناز صالحی,دختر زیبا,زیباترین دختر ایران,[categoriy]

 


عکس جالب نوه های فردین : لی لی و حنا و محمد علی

این روزها عکس جالبی از نوه های مرحوم محمدعلی فردین منتشر شده است که در ادامه مطلب آن را مشاهده می کنید.

عکس نوه های محمدعلی فردین

لی لی، محمدعلی و حنا، سه نوه ی پسری زنده یاد محمدعلی فردین که این روزها بخاطر شباهت به پدربزرگ محبوب شان حسابی چهره شده اند.

محمدعلی فردین متولد ۱۵ بهمن ۱۳۰۹ در تهران, بازیگر محبوب سینما و یک ورزشکار ایرانی بود که در ۱۸ فروردین ۱۳۷۹ در تهران در گذشت.

 

نوه های محمد علی فردین

,فردین, نوه های فردین, عکس فردین,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

 

 


علی ضیاء جلوی چهارتا دختر جو گیر شده بود!!

امیر تتلو که یک پرسپولیسی دو آتشه است, نسبت به توهین علی ضیاء به سرمربی استقلال واکنش نشان داده و از این کار او گله کرده است.

گلایه امیر تتلو از علی ضیاء

 امیر تتلو از رفتار و گفتار علی ضیاء در ویدئویی که به تازگی از او منتشر شده انتقاد کرد.

در این ویدئو مجری پرسپولیسی صدا و سیما در حال خواندن شعری توهین آمیز درباره ی پرویز مظلومی  مربی استقلال است.

امیرحسین مقصودلو خواننده که بیشتر با نام امیر تتلو شناخته می شود، از کاربران فعال شبکه های اجتماعی است و آن گونه که خود می گوید درباره همه چیز اظهار نظر می کند. او این بار درباره خبر توهین مجری صدا و سیما به مربی استقلال در اینستاگرام نوشت :

«اینجانب از اونجایى که یه ایرانیم و راجع به همه چیز کشورم نظر میدم اینبار نیز نظر خود را اعلام می کنم. به نظرم این دوستان بسیار ... تشریف دارن و جلو ٤ تا دختر جو گرفتشون

کاملا مشخصه و هم آبروى پرسپولیسیارو بردن و هم آبروى هنرمندارو و باید از آقاى مظلومى معذرت خواهى کنن.

آقاى مظلومى از مربیان خوب ما هستند و واقعا زحمت کشیدن واسه استقلال و همین عدد چهار استقلالیا حاصل زحمات ایشون هست.

جدا از این مسائل ایشون بزرگتر هستن وبه عنوان مربیه یه تیم بزرگ باید احترامشون حفظ بشه. وقتى هنرمندامون انقدر بى ادب هستن و با بزرگتر و مربیه تیم اینجورى رفتار میکنن از اون جوونایى که تو استادیوم هستن واقعا توقع فحش دادن میره. خجالت آوره.»

پس از انتشار این ویدئو و واکنش ها نسبت به آن، علی ضیا با انتشار ویدئویی از هواداران استقلال عذرخواهی کرده بود.

 


زادروز مرتضی احمدی، صدای طهرون قدیم!

جام جم آنلاین - احسان رحیم زاده: مرتضی احمدی اگر در بین ما بود امروز (10 آبان) تولد 91 سالگی اش را جشن می گرفت. او سال گذشته در شب یلدا (30 آذر) به دیار باقی شتافت و طرفدارانش را با کلی خاطره تنها گذاشت. خاطره صدایش در انیمیشن های کودکانه، ترانه های ضربی و فکاهی اش، حضور گرمش در فیلم ها و سریال ها و...
او صدای طهرون قدیم بود و موفق شد با بازخوانی قدیمی ترین ترانه های کوچه بازاری تهران به صورت ضربی خوانی، جلوی نابودی این آثار گرانبها را بگیرد. این هنرمند پیشکسوت در سال 1340 کنار 18 نفر از دوستانش برنامه ای به نام «شما و رادیو» را پایه گذاری کرد که بعدها با عناوینی چون «صبح جمعه با شما» و «جمعه ایرانی» ادامه یافت. منوچهر نوذری، علی تابش و اکبر مشکین جزو آن 18 نفر بودند که همگی پیش از «مرتضی احمدی» راهی دیار ابدی شدند.

,زادروز مرتضی احمدی, صدای طهرون قدیم! مرتضی احمدی,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
 زادروز مرتضی احمدی، صدای طهرون قدیم!

هنگام تحویل سال پیش دستی می کرد
 در بین نقش آفرینی های «مرتضی احمدی» نقش «آق ستون» او در سریال «آرایشگاه زیبا» بیشتر از بقیه بین مردم گل کرد. پاتوق «آق ستون» مکانی به نام «آرایشگاه زیبا» بود. مشتریان آرایشگاهی که اسد در آن کار می کرد «آق ستون» را می شناختند و برایش احترام خاصی قائل بودند. آق ستون یک پیرمرد خوش مشرب و شوخ طبع بود که در دوران بازنشستگی اوقات فراغتش را در آن آرایشگاه می گذراند.
او متخصص حل جدول بود و به همین دلیل به روزنامه های داخل آرایشگاه علاقه ویژه ای داشت. آق ستون که ماجرای سختگیری مادر اسد را می دانست پایش را توی یک کفش کرد که او به این زودی ها داماد نمی شود. به اهالی محله قول داد که پس از دامادی «اسد» به همه ولیمه بدهد و در آخرین قسمت سریال وعده اش را عملی کرد. مرتضی احمدی در آن سریال نقشی را بازی کرد که شباهت های زیادی به خودش داشت. پیرمردی شیرین و سرزنده که محبوب دل جوان ترها بود. همه اهالی آن آرایشگاه از همنشینی با «آق ستون» لذت می بردند و رویش به عنوان یک رفیق حساب باز می کردند.

,زادروز مرتضی احمدی, صدای طهرون قدیم! مرتضی احمدی,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

مرضیه برومند که در ساخت مجموعه «آرایشگاه زیبا» با احمدی همکاری داشت پس از درگذشت وی خاطره ای جالب را تعریف کرد و گفت: «ایشان به همه احترام می گذاشت و همواره حال همه را می پرسید. همیشه کوتاه و موجز سخن می گفت. ماهی یک بار حال مرا می پرسید. همیشه هنگام تحویل سال، تا به خودم بجنبم و با ایشان تماس بگیرم، آقای احمدی پیش دستی می کرد.» (مصاحبه با ایسنا)
شاهد عینی شهرآورد شش تایی ها
مرتضی احمدی در کنار فعالیت های هنری اش به فوتبال هم علاقه زیادی داشت و یکی از هواداران متعصب تیم پرسپولیس بود. تا اواخر عمرش برای تماشای بازی های تیم پرسپولیس به ورزشگاه آزادی می رفت و از نزدیک تیم محبوبش را تشویق می کرد. بی جهت نبود که بعد از درگذشتش طرفداران تیم سرخپوش پایتخت، او را «پدر هواداران پرسپولیس» نامیدند.

,زادروز مرتضی احمدی, صدای طهرون قدیم! مرتضی احمدی,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

او در بیشتر جشن هایی که دعوت می شد خاطره شش تایی شدن استقلال در شهرآورد سال 1352 را تعریف می کرد. او در آن بازی نذر کرده که در ازای هر گل پرسپولیس صد تومان به یک یتیم خانه کمک کند. «به پنجمی که رسیدیم، گفتم خدایا غلط کردم. اشتباه کردم. دیگر بس است.همین کافی است.ششمی را که زدیم، روی آسمان بودم.»
خاطره مرتضی احمدی از این جهت ارزشمند است که خیلی ها نتیجه آن بازی معروف را زیر سوال می برند و مدعی می شوند که اصلا چنین باختی در کارنامه استقلال ثبت نشده است. مرتضی احمدی به عنوان یک اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها - معتبر در زمان حیاتش ثابت کرد که ماجرای شهرآورد شش تایی ها کاملا واقعیت دارد. او آخرین بار خاطره اش را در مراسم تجلیل از مردان ماندگار پرسپولیس روایت کرد.
فوتبال دوستی که 90 سال از خدا عمر گرفت
این هنرمند دوست داشتنی یکی از رفقای صمیمی «عادل فردوسی پور» بود. عادل پس از هر بازی پرسپولیس با مرتضی احمدی تماس می گرفت و به این بهانه با او خوش و بش می کرد. زمانی که مرتضی احمدی وضعیت جسمانی خوبی نداشت، عادل می خواست گزارشی از حال و احوال او تهیه و در برنامه پخش کند که به دلیل مخالفت دختر مرتضی احمدی از انجام این کار منصرف شد.


عادل پس از اعلام خبر درگذشت این هنرمند برای رفیقش سنگ تمام گذاشت و آیتمی از برنامه «نود» را به او اختصاص داد. نکته جالب درباره مرتضی احمدی این است که او جزو مخاطبان پیگیر برنامه «نود» بود و اتفاقا نود سال هم از خدا عمر گرفت. این هنرمند دقیقا 50 روز پس از این که کیک تولد نودسالگی اش را فوت کرد از دنیا رفت.
می ترسم نوه ام حرف های زشت یاد بگیرد
مرتضی احمدی یک بار در سال 89 به برنامه نود رفت و درباره دغدغه های فرهنگی و ورزشی اش سخن گفت. او که از شعارهای زشت برخی تماشاگرنماها گلایه داشت، آرزو کرد تا فضای سکوها دوباره سالم و اخلاقی بشود. این هنرمند پیشکسوت در آن برنامه گفت: «من نوه ام را یک بار هم به ورزشگاه نبرده ام. چون می ترسم حرف های زشت یاد بگیرد. آنجا مثل نقل و نبات هر چه بخواهند می گویند. هیچ وقت فضای ورزشی ما این طوری نبوده. اگر یک نفر دهانش باز می شد 50 نفر اعتراض می کردند. اما الان همه آزادند. ما دیگر آنجا جایی نداریم.


چند نفر را می توانیم ساکت کنیم؟ هوادار استقلال یا پرسپولیس به تیم خودش فحش می دهد. مگر همه توپ ها قرار است توی دروازه برود؟ توپ که گل نمی شود فحش های بد می دهند. یک بار چنگیز داشت برای استقلال بازی می کرد. چهار نفر از پرسپولیسی ها به چنگیز فحش زشتی دادند. من بلند شدم و آن چند نفر را از ورزشگاه بیرون کردم. آن شب چنگیز زنگ زد و از من خیلی تشکر کرد. گفت عمو خیلی دوستت دارم.»
مجروحیت به خاطر شیطنت های کلاه قرمزی
کودکان دهه 60 هم خاطرات خوبی از «مرتضی احمدی» دارند. او در سال 1373 بازی در فیلم «کلاه قرمزی و پسرخاله» را پذیرفت و در کنار چند بازیگر و دو عروسک نقش زیادی در سرگرم کردن و خنداندن بچه ها داشت. مرتضی احمدی نقش پیرمردی را بازی می کرد که روی ویلچر نشسته و براثر شیطنت های کلاه قرمزی روی سراشیبی به حرکت درمی آید و داخل استخر می افتد. متاسفانه در هنگام ضبط این سکانس مرتضی احمدی از روی استخر افتاد و دستش از چند جا دچار پارگی شد.
کارگردان فیلم برای رفع این مشکل از بازیگر بدل استفاده کرد و از مرتضی احمدی خواست که فقط پلان آخر (بیرون آمدن از استخر) را بازی کند. مشکل دیگر این بود که بخیه های دست این هنرمند نباید در معرض آب قرار می گرفتند. بنابراین او با دست باندپیچی شده جلوی دوربین رفت و هنگام بیرون آمدن از استخر با قرار دادن یک کلاه روی دستش، محل زخم و بانداژ را پوشاند.


تِرون و تِرونیا
مرتضی احمدی از سال 1378 تصمیم گرفت که خاطرات و تجربیاتش را در قالب کتاب ماندگار کند. او پنج جلد کتاب نوشت و در هر کتابش به موضوعاتی چون ضرب المثل های تهرانی، ترانه های تخت حوضی، پیش پرده خوانی و... پرداخت. «پرسه در احوالات تِرون و تِرونیا» یکی از جذاب ترین کتاب های نوشته شده توسط این هنرمند است. او در این کتاب کلی خاطره بازی کرده و سراغ آدم های معروف تهران قدیم، بازی های قدیمی بچه ها، بازارچه ها، قهوه خانه ها، لوطی ها، مشدی ها و مرشدها رفته است. برای شناخت هویت واقعی «تهران قدیم» باید صفحات این کتاب را ورق بزنیم تا با تاریخچه پایتخت کشورمان بیشتر آشنا بشویم.

 


سرگرمی و تفریح جدید صدف طاهریان!! عکس

گویا حاشیه های کشف حجاب صدف طاهریان همچنان ادامه دارد. در ادامه به حاشیه های جدید کشف حجاب صدف طاهریان می پردازیم.

حاشیه های کشف حجاب صدف طاهریان

 کشف حجاب صدف طاهریان و سپس مصاحبه و انتشار عکس هایش در فضای مجازی در بسیاری از سایت ها و خبرگزاری های معروف دنیا منعکس شده است.

این روز ها, صدف طاهریان سرگرمی جدیدی پیدا کرده است و  هرروز عکس و خبری از خودش را در معتبرترین رسانه های جهان منتشر کرده و با افتخار لینک آن را در صفحه شخصی اش در دسترس مردم قرار می دهد.

صدف طاهریان که به نظر از معروف شدن و یک شبه به شهرت رسیدن, لذت می برد, در اغلب مواقع با واکنش منفی کاربران اینترنت مواجه می شود و هرکدام از آنها این اقدام او را قبول ندارند.

به عنوان مثال سایت یاهو در صفحه اول خود, خبر کشف حجاب صدف طاهریان را کار کرده است. حتی دیلی میل و ایندیپندنت نیز خبر کشف حجاب این بازیگر ایرانی را کار کرده اند.

 

خبر صدف طاهریان در سایت یاهو

,صدف طاهریان, عکس صدف طاهریان, صدف طاهریان عکس,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان


خبر صدف طاهریان در دیلی میل

,صدف طاهریان, عکس صدف طاهریان, صدف طاهریان عکس,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

 

خبر صدف طاهریان در ایندیپندنت

,صدف طاهریان, عکس صدف طاهریان, صدف طاهریان عکس,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

 


بیوگرافی امیرحسین آرمان + مصاحبه بعد از فیلم جنجالی

امیرحسین آرمان amirhossein arman بازیگر نقش پسر نیکی کریمی در فاز سوم «کیمیا»  (متولد ۱۴ آبان ۱۳۶۱ – تهران) بازیگر سینما و تلویزیون اهل کشور ایران است.

,amirhossein arman,بازیگران سریال کیمیا,بیوگرافی امیرحسین آرمان,[categoriy]

 

«امیرحسین آرمان» بازیگر جوان سینمای ایران، بازیگری که چند سالی است بر پرده های سینما ظاهر شده است، بازیگری که دورنمای خوبی از فعالیت های هنری وی به چشم می خورد، می گوید از آن دست بازیگران نیست که سینما او را انتخاب کرده باشد یا او سینما را بلکه معتقد است هردو با هم منتخب یکدیگرشدند و می گوید که با تخصص در کار دکوراسیون، مسلط بودن به زبان انگلیسی و آموختن علم روانشناسی، بازیگری را پیشه حرفه ای خود کرده است و امید دارد دراین وادی خوش بدرخشد. آرمان را با چهره ای آرام بر پرده سینما ها می شناسیم.
,amirhossein arman,بازیگران سریال کیمیا,بیوگرافی امیرحسین آرمان,[categoriy]

چهره ای آرام برخلاف صدایش که پر از شور است وجوانی، شور و اشتیاقی که نوید روزهای روشن را می دهد، روزهای روشنی که نقش آفرینی های همین اولین های راهش خبر از موفقیت آینده را می دهد. صدایش از پس فاصله به گوش می رسد، فاصله ای دور از پایتخت، جایی حوالی شهر لاهیجان، همان جایی که برای بازی در فیلم «ساکن خانه چوبی» آخرین کار حسینعلی لیالستانی رفته است.

درپس صدایش صوت امواج دریا است… در فاصله مکانی دور به گفت و گو با امیرحسین آرمان نشستیم که می توان او را از جمله بازیگران خوب امروز و آینده دانست.

«دختر بچه ای شش ساله است، علاقه زیادی به دایی اش دارد و دایی او به جبهه می رود … فیلم داستان تنهایی های دختر پس از عزیمت دایی اش به جبهه است.فیلمی که ژانر دفاع مقدس ندارد و حول وحوش جنگ نمی گذرد، دنیای خاص خود را دارد که باید دید.دراین فیلم نقش دایی دختر شش ساله را بازی می کنم»

این گونه از روایت آخرین کار خود می گوید؛ همان فیلمی که او را به شمال کشور کشانده است و می گوید که احتمال رسیدن فیلم به جشنواره فیلم فجر زیاد است. فیلمی که نقشی متفاوت از تمام نقش هایش را در آن بازی کرده است. آرمان بازیگر جوان خوش آینده سینمای ایران با گفتن از آخرین کار خود برمی گردد به روزهای نخست به همان روزی که تصمیم قاطع گرفت که گذشته از همه تخصص هایش بازیگر شود.

,amirhossein arman,بازیگران سریال کیمیا,بیوگرافی امیرحسین آرمان,[categoriy]

ازچه سالی وچه شد که نام امیرحسین آرمان میان نام بازیگران نام آشنای کشور قرار گرفت؟

سال۱۳۸۱ بود. با شرکت در کلاس های مرحوم مصطفی اسکویی فن بازیگری را آموخته و سال ۸۳ بود که به طور حرفه ای وارد عرصه سینما شدم. «ازدواج به سبک ایرانی » کاری از حسن فتحی نخستین فیلمی بود که در آن نقش آفرینی کردم.

امیرحسین آرمان درحالی از «ازدواج به سبک ایرانی» اولین کار سینمایی خود می گوید که نگاهی به کارهای او در هشت سال فعالیت هنری نشان می دهد سال ۸۵ «هدف اصلی » سال ۸۶ «صدسال به این سالها» سال ۸۷ «امشب شب مهتابه» سال ۱۳۸۸ «بیداری رؤیاها» و «برف روی شیروانی داغ» سال ۱۳۸۹ در دو فیلم «یه حبه قند» و «من مادر هستم» سال ۹۰ نیز در فیلم « دوباره باهم » نقش آفرینی کرده است و در حال حاضر در فیلم «ساکن خانه چوبی» مشغول بازی است که همه به نوعی از کارهای خوب سینما بوده و نمایانگر این است که با تمام جوانی درعرصه هنر هفتم آرمان می داند که چگونه انتخاب کند.

,amirhossein arman,بازیگران سریال کیمیا,بیوگرافی امیرحسین آرمان,[categoriy]

آموختن آکادمیک بازیگری چقدر در موفق بودن یک بازیگر مؤثراست؟

کشش به سوی این حرفه اگر در ذات فرد باشد با به بالفعل شدن منجر به موفقیت می شود. تکنیک بازیگری آموختن، به حتم به بهبود نقش آفرینی کمک می کند ولی لزوم کار نیست و بی آموزش نیز می توان بازیگر موفقی بود که نمونه از این دست بسیار است.

بین علاقه و توانایی تفاوت بسیاری است.داشتن قدرت بازیگری و توان آن رکن اصلی است که باید به آن رسید، وقتی به این نقطه رسیدی آسوده نقش آفرینی می کنی و با مخاطب ارتباط برقرارخواهی کرد و به مرور این جنس از نقش آفرینی و ارتباط با مخاطب عمیق تر و سریع تر نیز می شود که رسیدن به مرز دلچسب بودن از دید تماشاگر از آمال هر بازیگری است که نشان از قدرت بازیگری وی دارد.

آرمان درحالی از تکنیک های آموزشی بازیگری می گوید که معتقد است به خاطر فرد خاص یا دیده شدن بازیگر نشده است بلکه همیشه در وجودش حس خوبی نسبت به حرفه بازیگری داشت که درنهایت آن را به هدف مبدل کرد و به آن رسید.رسیدنی که درابتدای راه خوب گام برداشته است و اگر چنین ادامه دهد نام آشناتر از این که اکنون است در سینما خواهد بود.

وقتی مقابل دوربین قرار می گیرید چگونه غرق نقشی می شوید که شما نیست ولی چنان ساده برخورد می کنید که گویی شما همانی هستید که در فیلم است؟

باید نقش را شناخت واین شناخت با مطالعه شکل می گیرد. مطالعه مردم که به اصل مردم شناسی برمی گردد. مطالعه توانایی ها که به قدرت خود و شناخت ازخود دارید و باید خود را به دقت از توان جسمی و کلامی و… درآینه خوب نگاه کرد تا نقش خوب آفرید، نقشی که ارتباط با مخاطب را راحت برقرار کند.

,amirhossein arman,بازیگران سریال کیمیا,بیوگرافی امیرحسین آرمان,[categoriy]

مطالعه دیگر چگونه مواجه شدن با نقش است، این که چگونه به نقش بنگری و ازچه زاویه ای به دنیای آن ورود داشته باشی که طبیعی ترین بازیگری را شکل دهی که به دل تماشاگر بنشیند در این فضا نحوه فیلمبرداری و کارگردانی نیز نقش مؤثری دارد و این سه ضلع مثلث که از بازیگر شروع شده و با تأثیرات هدایت کارگردان و تجهیزات فیلمبرداری به هم متصل می شود ستون های یک هنرآفرینی موفق است.

آرمان این گونه از چگونگی نقش آفرینی های خود می گوید همان نقش هایی که تاکنون تکراری درآنها دیده نشده است و حتی می گوید در دو فیلمی که نقش سرباز را بازی کرده است و هنوز فرصتی برای اکران عمومی آنها ایجاد نشده است نیز تنها لباس سرباز برتن دارد و نقش دو انسان متفاوت را بازی کرده است که به استدلال وی هر سربازی یک فرد جدا از سربازدیگری است که کاراکتر خاص خود را دارد.

زمانی به جشنواره فجر نمانده است در این جشن بزرگ سینما شاهد چه بازی هایی از امیرحسین آرمان خواهیم بود؟

با بازی در فیلم «ساکن خانه چوبی» در جشنواره فیلم فجر خواهم بود.

جشنواره فجر جشن سینماگران ایران است دراین جشن بزرگ یک سال تلاش سینماگران ایران به نمایش درمی آید. دراین جشن بزرگ سینماگران دور هم جمع می شوند فیلم ها را نگاه می کنند و کمی در حال و هوای سینمای قدیم فرو می روند. سینمایی که زیاد هم از تغییر شکل آن نمی گذرد، ازهمان روزهایی می گویم که مقابل گیشه سینماها تماشاچیان در صف های طویل پشت سرهم می ایستادند تا بلیت خریده و راهی سالن هایی شوند که فیلم های ایرانی بر پرده آن به نمایش درآمده بود سینمایی که دراین چند سال اخیر از تب و تاب افتاده ولی بی رمق همچنان ادامه راه می دهد.

چرا گیشه ها کم فروش شدند و تماشاچیان مشتاق بی اشتیاق؟

باید ریشه ای نگاه کرد تا ریشه ای مشکل حل شود. کمبود سوژه های اثرگذار، تعداد کم سینماها، بی توجه ای به خواسته مردم و… باعث کم شدن صف کشیدن های مردم برای دیدن یک فیلم سینمایی است درحالی که سابقه نشان داده است اگر فیلم خوب ساخته و اکران شود مردم با همان اشتیاق برای دیدن می آیند و رکود فروش گیشه ها از بین می رود. این که فیلم های مناسب برای اکران با مانع مواجه می شوند یکی دیگر از مشکلات سینمای امروز است.

,amirhossein arman,بازیگران سریال کیمیا,بیوگرافی امیرحسین آرمان,[categoriy]

وی این گونه از فروش گیشه های سینماهای ایران می گوید و درادامه به اعتقاد امیرحسین آرمان این جوان بازیگر موفق سینمای کشور، اگر فیلم کلاه قرمزی و بچه ننه پرفروش ترین فیلم امسال محسوب می شود تنها به دلیل نوستالژیک بودن فیلم و وجود یک سوژه ناب نبود بلکه درهمه دنیا و در تمام سینماهای جهان فیلم کودک پرفروش است. آرمان می گوید اگر فیلمسازی کم شود ولی با کیفیت و خوب باشد و اکران ها دچار گره نشود روزگار خوش سینما باز خواهد گشت.

ازمیان سینما و تلویزیون کدام برای «آرمان» هدف است؟

برای تلویزیون تاکنون تنها یک کار انجام دادم و آن «کلاه پهلوی» بود که آن نیز از جنس کار تلویزیونی نبود و کارگردان آن نیز سینمایی بود. تاکنون به صورت جدی به تلویزیون فکر نکرده ام ولی درهای ورود به این دنیا را نبسته و شاید روزی با حضوری بیشتر دراین فضا کارکردم.

نقطه اوج ازدیدگاه کنونی «آرمان» به عنوان یک بازیگر جوان که با انتخاب های سنجیده تاکنون موفق جلوه کرده است چیست؟

هرفردی دردنیای حرفه ای خود ایده آلی دارد و مقصودی، وقتی که پا دراین عرصه هنری گذاشتم هدفگذاری هایی کرده بودم که به هم ریختگی دوسال اخیر سینما نقطه های تعیین شده ام را تغییرداد ولی این به هم ریختگی ریتم و کند شدن مسیر رشد باعث تغییر مسیرم نشد بلکه موجب شد مقاوم تر به سوی هدف حرکت کنم و آن رسیدن به جایگاه خوب بازیگری در نگاه مردم والبته خودم است که تا خود از خود راضی نباشی موفقیت به سوی تو حرکت نمی کند.

 


کشف حجاب صدف طاهریان ، در اوج وقاحت! + عکس

بعد از چهره هایی چون گلشیفته فراهانی و مینا لاکانی که با مهاجرت به آن سوی آبها و کشف حجاب پا در مسیری بی بازگشت گذاشتند حالا یک بازیگر ایرانی دیگر چنین مسیری را در پی گرفته است.

,بازیگران بی حجاب,بیوگرافی صدف طاهریان,عکس دختر لخت,[categoriy]
 کشف حجاب صدف طاهریان ، در اوج وقاحت! + عکس

صدف طاهریان (متولد ۳۰ تیر ۱۳۶۷)

به گزارش سینماژورنال البته که این بازیگر زن نه چهره شناخته شده که بازیگری درجه دو است که مخاطبان عام سینما چنان که باید او را نمی شناسند.
این بازیگر صدف طاهریان نام دارد که اخیرا در صفحات اینستاگرام خود تصاویری غیرمتعارف از خود قرار داده و البته با قرار دادن ویدیویی تاکید کرده که صفحه اش هک نشده!!!
این بازیگر زن سینماى ایران که بازى در فیلم هایى چون “سلام بر عشق” ،”پس کوچه هاى شمرون” و “عصر یخبندان” را در کارنامه دارد به ناگهان در صفحه اینستاگرام خود کشف حجاب کرد.
این بازیگر در تلفیلمهایی چون “موارد مشکوک”، “تلفن همراه” و “قرار بعدی همانجا” نیز بازی کرده و البته در نخستین سرمایه گذاری سینمایی بابک زنجانی یعنی درام به لحاظ ساختاری متقاطع “هیچ کجا هیج کس” هم ایفای نقش کرده بود!!!
تاکید بر اینکه کشف حجاب اتفاقی نبوده!!!
,بازیگران بی حجاب,بیوگرافی صدف طاهریان,عکس دختر لخت,[categoriy]
در ساعت هاى اولیه کشف حجاب این بازیگر خیلى ها احساس میکردند صفحه اش هک شده اما خودش با قرار دادن ویدیویى در صفحه اینستاگرام خود تایید کرد که این پست ها توسط وى گذاشته شده و هکى در کار نیست.
براساس شنیده ها طاهریان از ایران به دوبی مهاجرت کرده و پس از گلشیفته فراهانى و مینا لاکانى سومین بازیگر سینماى ایران به حساب مى آید که سرنوشت اینچنینى براى خود انتخاب کرده است.
نکته حائز اهمیت تاسف اکثر کاربران صفحه اش از رخ دادن این اتفاق در ایام محرم است.

 


تولد فاطمه معتمدآریا جشن گرفته شد/ خوشحالی از پایان سکوت

گالری «طراحان آزاد» تهران پنجشنبه هفتم آبان میزبان تعدادی از هنرمندان تئاتر و سینما در سالروز تولد فاطمه معتمدآریا بود.

,سینمای ایران, مراسم بزرگداشت فاطمه معتمدآریا, هنرمندان تئاتر و سینما,اخبار فرهنگی هنری، اخبار هنرمندان


  تعدادی از هنرمندان صاحب نام تئاتر و سینمای کشورمان پنجشنبه بعداز ظهر هفتم آبان ماه با حضور در گالری «طراحان آزاد» تهران سالروز تولد فاطمه معتمد آریا بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون کشورمان را گرامی داشتند.
فاطمه معتمد آریا در این مراسم گفت: بابت اینکه در سالروز تولدم کنار دوستان و همکاران خود حضور دارم احساس خوشحالی می کنم. به هر حال من مدت ها بود در چنین برنامه هایی حضور نداشتم ولی امروز با برنامه ریزی‌ای که دوستان انجام دادند بعد از مدت ها دوری و سکوت، دوستان خوبی را دیدم که حضورشان واقعا من را خوشحال کرد.
وی ادامه داد: همین که به بهانه های این چنینی دور هم جمع شدیم و بعد از این همه رخوت و سکوت، عزیزان زیادی را دور هم می بینیم حال بسیار خوبی دارم که آن را فراموش نخواهم کرد. به هر حال برای همه شما عزیزان دلی شاد، سری سلامت و پیش هم بودن را آرزو می کنم. من از همه شما می خواهم پیش هم باشید و همدیگر را دوست داشته باشید.
بهمن فرمان آرا، بهرام دهقان، سیف الله صمدیان، آتیلا پسیانی، شمس لنگرودی، محمد چرمشیر، سامان مقدم، بهاره کیان افشار، سیامک احصایی، پانته آ پناهی ها، کامران تفتی، سعید ملکان و تعدادی دیگر از هنرمندان مهمانان ویژه این مراسم بودند.

,سینمای ایران, مراسم بزرگداشت فاطمه معتمدآریا, هنرمندان تئاتر و سینما,اخبار فرهنگی هنری، اخبار هنرمندان

 


دو خبر و یک عکس جدید نگار جواهریان در اینستاگرام

نگار جواهریان در آخرین پست اینستاگرامش دو خبر تازه و یک عکس را با دنبال کنندگان صفحه اش به اشتراک گذاشت.

  او نوشته: «دو خبر داریم: نسخه نمایش خانگی پریدن از ارتفاع کم به زودی پخش میشه!. مجوز فیلم "نگار" صادر شده و به زودی وارد مراحل تولید خواهد شد!»

,نگار جواهریان, چهره ها در اینستاگرام, سینمای ایران,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

: دو خبر و یک عکس جدید نگار جواهریان در اینستاگرام

 

 


عاشقانه ترین دیدار یک زن و شوهر ایرانی + عکس

مسعود تقی زاده در آبان 1362 و در عملیات والفجر چهار در کانی مانگا به شهادت رسید. پیکرش 12 سال بعد در آبان 1374 و مصادف با شب شهادت حضرت زهرا (صلوات الله علیها) به زادگاهش بازگشت. مطالب مرتبط : شهادت دو سردار دیگر سپاه در سوریه / سردار فرشاد حسونی زاده و حاج حمید […]

 

مسعود تقی زاده در آبان 1362 و در عملیات والفجر چهار در کانی مانگا به شهادت رسید. پیکرش 12 سال بعد در آبان 1374 و مصادف با شب شهادت حضرت زهرا (صلوات الله علیها) به زادگاهش بازگشت.

 

,اخبار جالب,عکس جالب,عکس عاشقانه,[categoriy]


 

,اخبار جالب,عکس جالب,عکس عاشقانه,[categoriy]

 


تظاهرات خواننده بریتانیایی علیه شهرام شب پره

«مارک نافلر»، خواننده سابق گروه خاطره انگیز «دایر استریت» با آلبوم و کنسرت های جدیدش، علیه شور نوستالژیک هوادارانش به آهنگ های قدیمی این گروه، عصیان کرده؛ او خلاف همه پیرمردهای خاطره باز موسیقی جهان، اثر تازه می سازد و هوادار جدید پیدا می کند.
 «نه پسرم این لباس ها دیگه به سن و سال من نمی خوره... نه دختر جان، این کار دیگه تو شان من نیست، دیگه پیرمردی شدم واسه خودم»! شاید شما هم با آن ها مواجه شده باشید؛ پیرمردها یا پیرزن هایی که باور سختی به نسبت بین رفتار و کردار و پوشاک خود با سن و سال شان دارند.

,تظاهرات خواننده بریتانیایی علیه شهرام شب پره مارک نافلر,دایر استریت,شهرام شب پره,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان
تظاهرات خواننده بریتانیایی علیه شهرام شب پره


تا وقتی جوان بوده اند، از دوختن زمین و زمان به هم ابایی نداشته اند، به تی شرت  قرمز و شلوارهای اسپرت نه نمی گفته اند و دست اگر می داده هر آن چه را از آن ها به «جوانی» یا «جاهلی» یاد می کنیم، به جای می آورده اند، ما حالا که گرد پیری روی موهای شان نشسته، تصور می کنند چنان چه سن و سال شان ایجاب می کند باید موقر باشند. جاافتاده به نظر برسند و هر چند اگر مواقعی دوست داشته باشند شیطنتی ترتیب بدهند، به حساب این که «این ها ارتکابات جوانی بوده»، پرهیز و جاهلی را در خود سرکوب می کنند.
حالا حکایت ماست! البته ما که نه؛ حکایت جناب مارک نافلر، گیتاریست و خواننده بسیار محبوب سبک راک. انگار نه انگار که پیرمردی که چند سالی است به آرامی در صحنه روی صندلی اش قرار می گیرد و با نواخن های آرامش روی گیتار، ملودی های نرم و سنگنین به بار می آورد، همین دو سه دهه پیش، با آن رکابی و هدبند قرمز معروفش، آن قدر روی صحنه بالا و پایین می پرید و چنان ریتم ها و ملودی های پرکشش و بزن و بکوبی به راه می انداخت که جوان های اروپایی اگر می خواستند ساعتی بالا و پایی بپرند و خالی ازانرژی به خانه های شان برگردند، حتما کنسرت گروه «دایر استریت» رابه خوانندگی او انتخاب می کردند.
حالا چند سالی است که نافلر [که مجله موسیقی معتبر «رولینگ استون»، از او به عنوان بیست و هفتمین گیتاریست برتر طول تاریخ موسیقی یاد کرده]، در موسیقی اش، مثل همان پیرمردهایی شده که احتمالا می گویند تغییر رفتار، چیزی است که سن و سال شان آن را ایجاب می کند. اما نافلر، در سال های اخیر، چرا برخلاف بسیاری از موزیسین های راک دنیا که حتی در پیرمردی های شان هم ریخت و قیافه شان را مثل جوانی های شان درست می کنند و هم موسیقی شان را، شمایل یک پیرمرد تمام عیار به خود گرفته است؟

,تظاهرات خواننده بریتانیایی علیه شهرام شب پره مارک نافلر,دایر استریت,شهرام شب پره,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان


مثلا او هیچ مثل «میک جَگِر» خواننده گروه رولینگ استونز یا همین شهرام شب پره لس آنجلسی نیست که 70 سالگی شان چندان تفاوتی با 20 سالگی شان نکرده و حالا هم همان می کنند که در جوانی می کردند. آیا آقای موسیقی فولک راک دنیا، مثل پدربزرگ ما که فکر می کند دیگر برایش زشت است شلوار جین بپوشد، گمان می برد که درست نیست پیرمردی شصت و چند ساله چون او، موسیقی پرهیجان و پرکششی بسازد، چنان که سال ها پیش در گروه «دایر استریت» چنین می کرد؟
پیرمرد فشن نما (مثلا شهرام شب پره) خوب است یا پذیرفتن حقیقت؟!
نام «متالیکا» را حتی اگر علاقه ای به موسیقی متال نداشته باشید، حتما شنیده اید؛ گروهی که در دهه 90 و در اوج شهرت و جنجانل، بر تارک اخبار موسبقی جهان بود. سه چهار جوان جنون زده که الگوی زیستی بسیاری از جوانان شدند و تا پا به میان سالی گذاشتند، یک هو یادشان افتاد که رفتارشان هیچ مناسب الگوبرداری جوانان نیست و به ناگهان موهای شان را کوتاه کردند، از مواد مخدر دست کشیدند و سعی کردند موقر جلوه کنند. اما از همین زمان، تعداد مخاطبان شان به سرعت قابل توجهی، ریزش کرد و آن هادیگر آقای متال جهان نبودند.

,تظاهرات خواننده بریتانیایی علیه شهرام شب پره مارک نافلر,دایر استریت,شهرام شب پره,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

پینک فلوید


اما ماجرا برای مارک نافلر، فرق می کند. او، نه براساس تصمیمی مشابه اعضای متالیکا، بلکه به عنوان یک تغییر سبک، موسیقی اش را نیز هماهنگ با منطق جدید زندگی اش تغییر داده است و در عین حال، هنوز هم طرفداران خود را دارد. بسیاری از موزیسین های معروف جهان، وقتی کار تازه چشم گیری برای ارائه ندارند، در کنسرت های شان، آثار پیشین شان را مدام اجرا می کنند. چون می دانند توجه به خاطره انگیزبودن آن آثار از سوی مخاطبان شان، تضمین شده است. حتی بسیاری از آن ها که از گروه های معروف خود مثل «پینک فلوید» جدا شده اند، هنوز هم برای باقی ماندن بر صحنه کنسرت های شان، دست به دامان آثاری هستند که در جوانی و در قالب گروه های موفق شان ساخته و منتشر کرده اند.
مارک نافلر اما از این حیث یک استثناست. حالا که مدت هاست از گروه «دایر استریت» جدا شده، در کنسرت هایش هیچ گاه از نوستالژی بازی هوادارانش سوءاستفاده نمی کند. صرفا آثار تازه اش را اجرا می کند و با همین اجراها همان هواداران سابق خود را راضی گه می دارد.این بار که مارک نافلر تورش را آغاز کرد، دیگر خبری از همان چند قطعه مختصر از گروه دایر استریت هم نبود. حرف هایی که اخیرا و پس از برگزاری تور کنسرت هایش در این باره به مجله «بیلبورد» گفته، من را یاد آن صحنه از فیلم «نارنجی پوش» داریوش مهرجویی می اندازد؛ آن جا که تاثیر یک مربی فنک شویی بر بازیگر فیلم باعث شده بود او خانه اش را از هر چیز به دردنخور صرفا خاطره انگیز خالی کند.

,تظاهرات خواننده بریتانیایی علیه شهرام شب پره مارک نافلر,دایر استریت,شهرام شب پره,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان


آن جا که نافلر پس از اشاره خبرنگار به این که «چند سال پیش یکی از اعضای پیشین گروه دایر استریت که نام گروه خود را «The Straits» گذاشته بود، توری را آغاز کرد که در آن آثار قدیمی را می نواختند که خود شما از اجرای آن ها روی صحنه اجتناب می کنید» گفته: «نمی دانم، این کار برای من نیست و دیگر آن طور که روزی بودم، سردرگم نیستم. وقتی فکر می کنید مسیری که پیش روی شماست کمی کوتاه تر از مسیری است که پشت سرتان وجود دارد، به این فکر می کنید که تلاش خود را بکنید تا یک شعر خوب بنویسید به این امید که بتوانید یک قطعه خوب از آن بسازید.
این طور شعرها هرازگاهی پیدا می شوند، من تنها هرازگاهی نگاهی به آن های می اندازم و با خود می گویم آیا هیچ کدام از آن های روشنایی روز را خواهند دید.» این همان خبری است که برخی روان شناسان از آن به قدرت انعطاف یاد می کنند؛ انعطاف در مقابل حقایق موجود، و نه دل سپردن به گذشته های درخشان.
علیه مرده پرستی
تازه ترین آلبوم مارک نافلر، که همین چند ماه پیش به بازار آمده، «Tracker» (پی گیر) نام دارد و 11 قطعه را شامل می شود؛ هشتمین آلبوم شخصی اش و بست و هفتمین آلبومش به طور کلی. البته بسته دولوکس آلبوم، شامل سی دی دومی با شش قطعه اضافی و یک دی وی دی با مصاحبه ای ویدئویی است که در آن، نافلر راجع به بقضی از قطعه های آلبوم صحبت کرده که البته می توانید آن را از کانال رسمی اش در یوتیوب هم دانلود کنید.

,تظاهرات خواننده بریتانیایی علیه شهرام شب پره مارک نافلر,دایر استریت,شهرام شب پره,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان


[جدای از این که شما هم وطن عزیز، قاعدتا به سان هر هم وطن دیگر، می توانید کل آلبوم را با خیال راحت دانلود کنید؟ اما باید بگویم دست ما کوتاه و خرما بر نخیل دو فروشگاه زنجیره ای در آلمان! چون که در حرکتی تبلیغاتی، نافلر، در آلبوم هایی که در این دو فروشگاه عرضه می شوند، یک قطعه اضافه نیز تعبیه کرده است].
البته اگر از دوست داران قدیمی گروه «دایر استریت» هستید، با حرف هایی که تا این جا زده ایم، ناامید نشوید که هیچ خبر و رنگ و بویی از کارهای آن گروه در این آلبوم نیست؛ اتفاقا در «پی گیر»، کی بورد دست آن گروه (کای فلچر)، هنوز با نافلر همکار بوده و علاوه بر این، دو تا از قطعه ها هم چنان در همان حال و هواست. قطعه «Beryl» که درباره «بریل بین بریج»، نویسنده لیورپولی داستان هایروان شناختی، است؛ نویسنده ای سرشناس از طبقه کارگر که حتی سواد دانشگاهی نداشت اما کارگردها خیلی دوستی داشتند. این قطعه، بازگوی حسرتی درباره این نویسنده است.
«بین بریج»، پنج بار نامزد دریافت جایزه بوکر شد اما هیچ وقت آن را نبرد. تا این که در 2011، یک سال پس از مرگش در 77 سالگی، جایزه افتخاری بوکر را به او دادند. حالا نافلر در این قطعه، چنین می خواند: «وقتی مدال بوکرش رو گرفت، دیگه تو قبرش خوابیده بود. دیگه خیلی دیره. دیگه خیلی دیره». و قطعه دیگر، «Broken Bones» که ریتمیک تر و پرهیجان تر است و شیطنت های قدیمی نافلر را هم به همراه دارد که مثلا به معشوقه اش بگوید: «تو مرد دماغ داغون دوست داری، پس شانس آوردم.»

,تظاهرات خواننده بریتانیایی علیه شهرام شب پره مارک نافلر,دایر استریت,شهرام شب پره,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان


اما غیر از این دو قطعه، کلا با مارک نافلری تازه و دیگرگون طرفیم. اگر از نوستالژی «دایر استریت»ی خبری نیست، درعوض، نافلر با کودکی و سرگذشت خود خود خاطره بازی کرده. آن جا که در قطعه «بازیل»، از پسرک روزنامه فروشی می گوید که خودش بوده است.
ویژگی دیگر این آلبوم، استفاده از یک خواننده استرالیایی است که به موسیقی فولکلوریک (محلی) این کشور خدمات فراوانی کرده؛ «روث مودی»، که مارک نافلر با استفاده از او، موسیقی اش را اتفاقا بسیار عامه پسند هم کرده است. اگر حتی تاحالا نافلر را نمی شناختید، احتمالا آثار یکی از کپی های وطنی اش را شنیده اید؛ همان خواننده ای که با تقلیدی ناقص، فقط لحن سرد و بی تفاوت نافلر را درک کرده و نه چیز دیگری را! [تا آنجا که اگر حالا برای اولین بار صدای نافلر را شنیدید، چه بسا بگویید: «عجب... این گروه «کیوسک» چه قدر شبیه نافلر می خونه!].
عزیزان، اورجینالش همین جاست... درنگ نکنید. یکی از منتقدان موسیقی درباره نالفلر و این آلبوم، حجت را تمام کرده آن جا که گفته او ترجیح داده خود هر چند ملال آور امروزش باشد تا کسی که تنها چهره ای ساختگی از گ ذشته ای را که دیگر وجود ندارد، بازسازی کند.

 


امین زندگانی ایام محرم را چگونه سپری می‎کند؟

: بازی در تلویزیون را با حضور در سریال های «وکلای جوان»، «طلسم شدگان»، «همسفر» و .... شروع کرد و بعد ها با بازی در سریال «معصومت از دست رفته» مشهورتر شد. نقش آفرینی وی در فیلم سینمایی «ملک سلیمان» به یاد ماندنی شد و بالاخره حضور در سریال «مختارنامه» و در نقش مسلم بن عقیل او را در ذهن ها ماندگار کرد، به بهانه ایام محرم با امین زندگانی به گفتگو نشستیم که در ادامه آن را خواهید خواند:

سین: حضور در سریال «مختارنامه» چگونه شکل گرفت؟
جیم: حضور در سریال «مختارنامه» در نقش حضرت مسلم بن عقیل سعادت و اتفاق بزرگی بود که نصیب من شد. ابتدا خیلی ترسناک بود به دلیل اینکه خیلی از آدم ها از حضرت مسلم تصویر درست و کاملی در ذهن خود داشتند چرا که یک روز از دهه محرم به نام ایشان است. همچنین داستان این بزرگوار را در تعزیه های زیادی دیدن و سینه به سینه و به صورت شفاهی شنیدند، اینکه این تصویر چقدر می تواند به بازی من نزدیک باشد و خدایی نکرده لطمه ای به آن نزنم، برایم ترسناک بود و این ترس با من بود تا زمان پخش سریال که به لطف خدا و با بازخورد از سوی مردم نقش موثر واقع شد.

سین: نگرانی و حس شما پس از انتخاب نقش؟
جیم: خیلی ترسیدم به دلیل اینکه آیا آن نقشی که من ایفا می کنم با ذهنیت مردم سنخیت دارد یا خیر؟ چرا که بقیه نقش ها را می توان قابل قبول کرد ولی در کارهای تاریخی نمی توان راحت از نقش گذشت، عدم پذیرش مخاطب نگرانی من بود.

سین: علاقه به بازی دوباره در چنین نقش هایی را دارید؟
جیم: مهم بازی کردن این نقش ها نیست اینکه چنین نقش ها را در چه پروژه و شرایطی بازی کنیم خیلی مهمتر است. بله اگر پروژه که نویسنده و کارگردان آن آقای میرباقری باشد با افتخار قبول می کنم.

سین: شما در سریال «مختارنامه» در دو صحنه بازی خیلی خوبی داشتید یکی کوچه های کوفه و دیگری صحنه کاسه آب، از این دو صحنه برایمان بگویید؟
جیم: این دو صحنه برای خود من تاثیر گذار بود و خیلی از مخاطبین هم به این دو صحنه اشاره می کنند به هر حال این هنر کارگردان است که تنها و غریبی حضرت مسلم بن عقیل را به چه شکلی به نمایش بگذارد و این حس را به بازیگر منتقل کند. من فکر می کنم حس جمعی گروه هم خیلی مهم است که یک گروه سازنده پشت دوربین همان حس را به بازیگر منتقل می کند. صحنه کوچه های کوفه به نگاه آقای میرباقری برمی گردد به نظرم خیلی زیبا طراحی کردند و در صحنه کاسه آب خاطرم است آقای میرباقری گفت: "لحظه ای که سرتو از کاسه بلند می کنی می خوام تو نگاهت ظهر عاشورا ببینم." خیلی سخت بود و تنها چیزی که خیلی کمکم کرد این بود که به تابلوی ظهر عاشورا استاد فرشچیان فکر می کردم و به طبع فضای روحی عوامل صحنه دست به دست هم داد که یک صحنه خوب داشته باشیم.

سین: کار با آقای میرباقری؟
جیم: همیشه مشتاق دوباره کار کردن با ایشان هستم. به نظرم آقای میرباقری جزو آن دسته از کارگردان هایی هستند که شما فقط در زمان همکاری با او فقط بازیگر هستی و خیالتون از همه چیز راحت است. فقط به دنبال خلق نقش هستی و به چیز دیگه فکر نمی کنی.

سین: به تعزیه و مقتل خوانی علاقه دارید؟ کار کردید؟
جیم: بله، ولی قسمت نشده بازی کنم، تعزیه هنر سختی است. تسلط به آواز و دستگاه آوازی که من این توانایی را ندارم.

سین: علاقه مند به بازی در نقش های دیگر مذهبی هستید؟
جیم: به هر حال من به عنوان بازیگر تمایلم این است که متفاوت ترین نقش ها را خوب بازی کنم و بازیگر در یک جا مجاز به رقابت است و آن با خود است و اینکه سقف توانایی خودم را با نقش های متفاوت و شرایط ویژه محک بزند.

 

سین: خاطره ای از ایام محرم در کودکی دارید؟
جیم: کودکی من در تهران پارس سپری شد، مسجد بهار که هیئت بزرگی داشت به آنجا می رفتیم. آن زمان همه یک جا متمرکز می شدند و این شلوغی خیلی تاثیرگذار بود. اگر یک دسته زنجیر زنی می خواست از کوچه عبور کند حدود یک ساعت طول می کشید و این صحنه آدم را به وجد می آورد، منم مثل همه ایرانی ها خاطره های خوبی از محرم دارم.

سین: در حال حاضر چطور؟ هیئت خاصی می روید؟
جیم: هیئت خاصی که نمی روم دوستان محبت دارند و هر سال به دعوت آن ها به هیئت می روم ولی بعضی وقت ها دوستان شرایط را لحاظ نمی کنند و باعث به هم ریختگی نظم هیئت می شود و این باعث می شود آدم شرمنده شود.

سین: شما کربلا رفتید؟
جیم: بله عید امسال رفتیم. اولین بارم بود و حس آن گفتنی نیست و باید هر کسی خودش تجربه کند و فکر نمی کردم تجربه رفتن به کربلا آنقدر عجیب و غریب باشد.

سین: به نظر شما کار در زمینه عاشورا چقدر مفید است و چقدر باید کار ساخته شود؟
جیم: با توجه به اینکه دین اسلام دین کاملی است و واقعه عاشورا یکی از مهمترین اتفاق هاست برای ساخت اثر در این زمینه باید دست اهل آن سپرده شود و به خاطر شان این حادثه باید هزینه ای پرداخت شود چرا باید فیلم «ثارالله» آقای فرآورده یک سال باشد که به تولید نرسیده و هیچ ارگانی پیگیر ساخت چنین اثرهایی نیست. چرا نباید فیلم «ملک سلیمان» (دوم و سوم) آن ساخته شود، و برای فیلم سینمایی «رستاخیز» از ابتدا خطوط را مشخص نمی کنیم تا این اتفاق برای این فیلم رخ ندهد.

 


شهرام جزایری: هیچ وقت غذای زندان را نخوردم

اسمش که می آید هرکسی یاد یک چیزی می افتد، یکی یاد پول و ماشین های گران و ویلاهای وسیع و سفرهای خارجی و خلاصه زندگی اعیانی؛ یکی یاد زندان و 13 سال از عمر یک انسان که پشت میله ها گذشت.

,شهرام جزایری: هیچ وقت غذای زندان را نخوردم شهرام جزایری,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

شهرام جزایری: هیچ وقت غذای زندان را نخوردم شهرام جزایری

 شهرام جزایری: هیچ وقت غذای زندان را نخوردم

یکی یاد بابک زنجانی و اعدام مه آفرید امیرخسروی می افتد و برای بعضی ها مصداق موفقیت در کسب و کار است و برای برخی دیگر نمونه زنده یک مفسد اقتصادی. اسم مَرد خبرساز دهه 80، برای خیلی ها هم مثل یادآوری یک خاطره دور است؛ خاطره بزرگترین فساد اقتصادی بعد از انقلاب تا آن زمان.
فارغ از تمام آنچه با شنیدن نامش به ذهن ما می آید، او خودش را طور دیگری معرفی می کند؛ شهرام جزایری عرب. او که یک سال است از زندان آزاد شده و به گفته خودش اکنون استراحت می کند اما خواندن این جمله او هم جالب است: «خیلی محکم گفته ام به زودی کاری خواهم کرد که یک بار دیگر عالم هستی به وجود من افتخار کند».
 هرچند او اکنون قصد ندارد درباره گذشته خود که از آن به عنوان قبرستان یاد می کند، صحبت می کند اما به سراغش رفتیم تا حال و هوای این روزهایش را بپرسیم؛ روزهایی که خودش می گوید بیش از هر زمان دیگری قدر آزادی را می داند.
راستش را بخواهید از مدت ها پیش بنا داشتیم مصاحبه مفصلی با او داشته باشیم، قرارها را هم گذاشتیم اما به یک باره دیدیم مصاحبه شهرام جزایری روی خروجی یک خبرگزاری قرار گرفت، دلخور شدیم و گفتیم: "مگر وعده مصاحبه را به ما نداده بودی؟" گفت: "چیزهای مهمی در مصاحبه با آن ها نگفته ام اما بنا دارم با شما مفصل تر صحبت کنم." ظاهراً خیلی حرف ها برای گفتن داشت.
روز موعود فرا رسید، مصاحبه جالبی شد؛ پر بود از حرف های نگفته، از هر دری سخنی. حدود 3 ساعت با هم گفت وگو کردیم. از شهرام جزایری دهه 80 گفت و از بابک زنجانی، از مه آفرید گفت و ملاقاتی که قبل از اعدامش با او داشت.
 از ماجرای توصیه هایش به مهدی هاشمی گفت قبل از آن که مهدی هاشمی برای اجرای حکم به زندان اوین مراجعه کند، از زندگی خصوص اش هم گفت.
از ما خواست که مصاحبه را قبل از انتشار برایش بفرستیم. برای رعایت اخلاق حرفه ای تن به این کار غیرحرفه ای دادیم و مصاحبه را برایش فرستادیم.
نمی دانیم چرا وقتی مصاحبه را خوانده بود بخش عمده ای از مصاحبه را حذف کرد و ما باز هم مجبور شدیم تمکین کنیم. متن حاضر متن مورد تأیید شهرام جزایری عرب است که بدون کم و کاست و در دو بخش منتشر می شود.
بخش اول این گفت وگو را بخوانید!
 می گفتند شما شامل عفو شدید؟
بابت اتهامات اقتصادی برائت گرفتم، چند عید فطر، عفو عمومی شامل حالم بود اما قرار موقوفی عفو تأیید نشد. بلافاصله بعد از ابلاغ حکم قطعی رد مال حکم کیفری پرونده ام را به ریال تسویه حساب کردم، تا اینکه سال آخر حبس بنا به فرموده مقام محترم قضایی، رد مال یادشده را به دلار آمریکا محاسبه و مابه التفاوتش را نیز پرداخت کردم اما متأسفانه به خلاف فرموده، باز هم عفوم تأیید نشد، حساسیت های رسانه ای موجب شدت در پرونده قضایی ام بود.
 حدود یک سال از آزادی شما از زندان می گذرد، این یک سال پس از زندان چطور بوده است؟
بالاخره آزادی متفاوت است؛ البته سختی خاص خودش را هم داشته زیرا 13 سال از زندگی و خانواده دور بودم و بعد از 13 سال آزاد شدم، الآن شرایط زندگی ام یک مقدار سخت است و چون من به سختی عادت دارم بنابراین محکم کنترل و مدیریت می کنم.
یکی از مسئولان عالی قضایی گفت شهرام جزایری 7 سال در زندان نبوده است
 دقیقاً 13 سال شد؟
حدود چهل روز کم تر از سیزده سال، یعنی 20 آبان 1380 تا 11 مهر 1393. در این 13 سال قسمت اول دوران حبس (از سال 80 تا 85) حدود 90 روز به مرخصی رفتم و حدود 110 روز هم در سال 85، برای اقدامات کارشناسی شرکت ها تحت نظر دادگاه، صبح از زندان بیرون می رفتم و شب باز می گشتم.
به غیر از این ایام، همه اوقات به طور مطلق در داخل زندان بودم و در ایام بازداشتم، حدود یک سال را در سلول انفرادی تک نفره، حدود چهار سال به طور انفرادی و الباقی را در بند عمومی حبس کشیدم. هشت سال آخر، حتی یک ساعت برای مرخصی از در زندان بیرون نیامدم.
 متأسفانه یکی از مقامات عالی قوه قضائیه، به همسرم (وکیلم) گفته بود: "آقای شهرام جزایری 6 تا هفت سال اول پرونده اش را زندان نبوده."، البته در آن ایام به لحاظ رسیدگی های قضایی متداول، مرا در زندان در محلی نگهداری می کردند که مقامات به سادگی نمی توانستند با من ملاقات داشته باشند.
در یکی از سایت ها دیدم یکی از عزیزان محبت کرده و گفته، شهرام جزایری بعد از آزادی از زندان، 10 سال جوان تر شده است، من اگر جوان ماندم به خاطر این است که ورزشکارم، در زندگی ام حتی یک نخ سیگار نکشیدم، مشروب نخوردم، مواد مخدر مصرف نکردم، مال کسی را نخوردم و حال کسی را هم نگرفتم. در کار مردم هم فضولی نکردم. هروقت در زندان غصه دار می شدم، قرآن را بغل می کردم و به خدا پناه می بردم و خدا هم همیشه کمکم می کند.
 من به لطف و کرم خدا اعتماد کامل دارم و تسلیم مطلق رضای خدا هستم و این اطمینان کامل و مطلق، به من سکینه و آرامش می دهد حتی اگر همه داروندارم و خدای ناکرده عزیزترین هایم را از دست بدهم، باز هم راضی ام به رضای خدا، شاید این چیزی بوده که باعث شده من مثل یک زندانی 13ساله نشکنم و به قول آن بزرگوار 10سال جوان تر شوم اما اگر منظور جوانی ناشی از رفاه خاصی در زندان بوده، سخت در اشتباه هستند، چون حتی اگر یک نفر در هتل هفت ستاره تگزاس آمریکا هم 13 سال محبوس شود, باز هم غم و غصه عذابش می دهد و من این موضوع را هزار بار گفتم و عاقلان گواهی و تأیید دارند.

,شهرام جزایری: هیچ وقت غذای زندان را نخوردم شهرام جزایری,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

متولد چه سالی هستی؟
20 آبان سال 1351 و اکنون 43 سال دارم. پدرم اصالتاً عرب است و مادرم بچه محله قدیمی سنگلج تهران. خودم هم در تهران به دنیا آمدم. بعد رفتیم اهواز، مدتی تنکابن و بعد هم کرمان برای تحصیل در دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمان و سپس دوباره تهران و همه جای دنیا برای تجارت.
 چرا این همه شهر عوض کردید؟
جنگ که شد رفتیم شمال، دوباره برگشتیم اهواز، بعد کرمان دانشگاه قبول شدم و سپس کسب و کار.
 چند فرزند هستید؟
فقط یه خواهر به اسم شهرزاد دارم.
 بچه درسخوانی بودید؟
اصلاً درسخوان نبودم اما همیشه نمرات بالا می گرفتم؛ شدیداً بازیگوش و معمولاً شاگرد دوم و سوم کلاس بودم. دبیرستان رشته ریاضی و دانشگاه دندانپزشکی خواندم و اقتصاد و تجارت را تجربه کردم.
 طی مدت حبس و رسیدگی های قضایی پرونده ام، تقریباً به اندازه کافی بر حقوق کیفری، مدنی و تجارت مسلط شدم. الآن دنیایی از تجربه و دانش و رویه های قضایی را در کار اقتصادی می دانم.
پس با تقلب قبول می شدید؟
نمی شود گفت تقلب می کردم، درسم خوب بود و همیشه تقلب می رساندم.
 رشته دندانپزشکی را تا کجا ادامه دادید؟ چرا دندانپزشک نشدید؟
تا ترم های آخر بعد از کلینیک پیش رفتم. ایلیا (پسرم) چند روز پیش گفت: "می خواهم دندانپزشک بشوم و بعد کار اقتصادی بکنم." حالا همه فکر می کنند، پدرش یادش داده، در حالی که نظر من این نیست.
نظر من این است که اگر کسی می خواهد در کسب و کار موفق شود، اول باید در مقطع کارشناسی و لیسانس اقتصاد بخواند، بعد در دوره فوق لیسانس، حقوق و سپس مقطع دکترا در رشته مدیریت و فوق دکترا پول و فاینانس بهترین است.
 به نظر شما درس خواندن در کارهای اقتصادی تأثیری دارد؟
حتماً. کسی که بخواهد از دانش و تخصص و علم در کسب و کار استفاده نکند، امکان ندارد در مدیریت های کلان اقتصادی موفق شود.
چندسالگی ازدواج کردید؟
26 ــ 25 سالگی.
سود 100درصدی از فروش شربت در اهواز در سن 15سالگی
قبلِ دانشگاه هم کار می کردید؟ کار اقتصادی را چگونه شروع کردید؟
بله. باقلوا فروشی و سمبوسه فروشی و ... داشتم. زندگی کاری من تا قبل از زندان سه بخش داشت؛ یک بخش بازار خرده بود و حدود پنج سال طول کشید؛ شامل باقلوا و سمبوسه و بستنی فروشی. حدود چهارده یا پانزده سالم بود که در اهواز بستنی فروشی داشتم؛ پنج دستگاه شربتی گذاشته بودم روبه روی مغازه .
 آن موقع این دستگاه ها را 70هزار تومان خریده بودم. یک موتور گازی هم داشتم. سه چهار تا هم کارگر گذاشته بودم بالای سر این دستگاه ها. با موتور می رفتم پول و دخل دستگاه ها را جمع می کردم. به یاد دارم ماهیانه 70هزار تومان از این دستگاه ها در می آوردم یعنی 100 درصد سود در هر ماه.
هیچ وقت غذای زندان را نخوردم
می گویند شما غذای زندان را نمی خوردید و از بیرون از زندان برایتان غذا می آوردند.
هیچ وقت غذای زندان را نخوردم و از بیرون زندان هم غذا نیاوردند بلکه فروشگاه ها گوشت و مرغ می آورند، آشپزخانه هم در همه بندها هست. هر اتاق هم یک شهردار دارد، بیشتر مرغ و ماهی می خوردم، همه چی داخل زندان هست.

,شهرام جزایری: هیچ وقت غذای زندان را نخوردم شهرام جزایری,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

 اوین واقعاً هتل بود؟
نه، نمی شود گفت هتل. در اتاق کدام هتل، 20 نفر جمعیت با هم زندگی می کنند؟ ولی خوب، در همه جای دنیا، زندان های اقتصادی همه نوع امکانات را دارند. من آدم باروحیه ای هستم و سختی را راحت می توانم تحمل و کنترل کنم و همه وقتی مرا می بینند، فکر می کنند داخل زندان مثل هتل است.
به خاطر همین، متر و اندازه گیری قضاوتشان، شادابی و سرحالی شهرام جزایری شده که شاید منصفانه نباشد. خیلی از آدم های معمولی یا حتی پولدار وقتی به زندان می آیند، همین شرایطی را که به نظر خیلی ها قابل تحمل است، نمی توانند تحمل کنند، مثلاً یک بنده خدایی در بند ما، بابت مهریه زندانی شد و چهار روز بعد خودکشی کرد! آیا تو هتل کسی خودکشی می کند؟
 در اوین، زندانی مهریه ای زیاد بود؟
زیاد بود اما بعد از ابلاغیه آیت الله آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه خیلی کم شد. خیلی از بازدیدکننده ها می آمدند و می دیدند که مثلاً تلویزیون بزرگ در اتاق ها داشتیم. می گفتند: "اینجا هتل است!" بالاخره زندان است، طرف دلش شکسته، محصوره، از زن و بچه ش دور است. بزرگترین درد یک زندانی، دوری از خانواده است.
استرس اینکه همسرش الآن کجاست یا دستش جلوی کدام مرد و نامردی برای دوزار خرجی دراز است. همه هم این غم و غصه و نگرانی ها را داشتند؛ از من شهرام جزایری گرفته تا بقیه، لذا من اصلاً با این اصطلاح هتل موافق نبوده و نیستم، بلکه زندان بیت الاحزان است و زندانی ها در آن زنده به گور هستند.
معتقدم کثیف ترین و بدترین جای دنیا در تمام عالم هستی، زندان است؛ حتی اگر بازداشت در هتل یا خانه مجلل باشد یا صرفاً محدودیت خروج از شهر. محدودیت، اسارت و زندان، بزرگ ترین دغدغه است حتی اگر بهترین امکانات هم باشد. در زندان اوین امکانات معمول در چارچوب ضوابط و دستورالعمل ها برای همه هست و هیچ نیازی نیست که کسی بلند شود و دنبال موبایل و اینترنت برود. تلفن به اندازه کافی هست.
 اتاق ها اکثراً تلفن هایشان خالی است. می توانی یک ساعت تلفن بزنی و از آن طرف خط بپرسی که اخبار مهم چیست. روزنامه از همه طیف های سیاسی به وفور در زندان وجود دارد و همچنین امکانات دیگر. من نه اصلاحات را می فهمم، نه اصولگرا را و نه سیاست را بلکه واقعیت را می گویم.
مثل اصلاح طلبان، در طیف اصولگراها و حتی راستی های سنتی هم افرادی هستند که منصفانه آدم های بسیار خوبی اند. البته در برخی احزاب و جناح ها هم ، آدم های بنجل وجود دارد و آدم هایی که دلشان می خواهد چیزی را نفهمند، نمی فهمند و خودشان را به نفهمی می زنند.
 در زندان فرقی بین زندانی پول دار و بی پول هست؟
هیچ فرقی بین یک زندانی پولدار و بی پول از نظر سازمان زندان ها وجود ندارد اما طبیعی است کسی که در زندان کارتش پر است، چهار پنج تا زندانی دیگر را می تواند کمک کند.
بنابراین زندانی ها جای بهتری به او می دهند، احترام بیشتری به او می گزارند، درست مثل توی جامعه؛ به نظر شما در جامعه یک پولدار با یک بی پول سطح احترامش، سطح روابطش و سطح برخورداری از امکاناتش یکسان است که در زندان یکسان باشد؟
متأسفانه سوءتفاهماتی پیش آمده و من متر این موضوع (هتل بودن اوین) شدم بنابراین محکم و قاطعانه عرض می کنم، واقعاً هیچ نیازی نیست که در زندان کسی به فکر این باشد که خارج از اصول و روال متعارف هزینه ای بکند، فروشگاه ها هستند، خرید می کنند و اگر هم فرد دلش خواست و تمکن داشت، به چهار تا زندانی بدبخت و بیچاره و به زن و بچه هایشان کمک می کند و خوب، همه مرید معرفتش می شوند؛ درست مثل بیرون از زندان.
 شما به زندانی های دیگر کمک می کردید؟
این موضوعات را دوست ندارم بازگو کنم. از روز اولی که مرا دستگیر کردند در این خصوص صحبت نکردم ولی واقعیت این است که متأسفانه یا خوشبختانه پول عزت و احترام می آورد. مهم این است که در کنار پول، معرفت و انسانیت، این عزت و احترام را حفظ و مستحکم می کند.
هر چند که من اصلاً دوست ندارم بگویم کسی را کمک می کردم یا نمی کردم. ولی خودتان تشریف ببرید این موضوعات را از داخل زندان تحقیق کنید.

,شهرام جزایری: هیچ وقت غذای زندان را نخوردم شهرام جزایری,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

 زندانی های عادی از دیدن شما تعجب نمی کردند؟
بله. خیلی از زندانی ها تصور داشتند که شهرام جزایری یک آدم پولدار، متکبر، مغرور و سطح روابط اجتماعیش بسیار پایین باشد، بنابراین گارد می گرفتند اما من بلافاصله می رفتم و با آن ها شوخی می کردم، یخ روابط اجتماعی را می شکستم.
سعی می کردم رابطه دوستانه و عاطفی برقرار کنم و این برایشان خیلی عجیب بود که چطور می شود یک کسی که از نظر مالی، فکری، اجتماعی و شهرت متمایز و خاص است راحت بیاید، بنشیند و با کارگرها و زندانیان عادی حرف بزند و غذا بخورد.
بهترین هم بندی های من در 13 سال حبس، افغانستانی ها بودند
خاطره جالبی از افغانستانی های زندانی به شما بگویم. یکسری مطالبی مطرح شده بود که جای شهرام جزایری در زندان اوین خیلی خوب است. خواسته یا ناخواسته دستوری آمد که محل نگهداری شهرام راحت نباشد!
گفتند همه زندانی های ایرانی محل نگهداری شهرام در «جهاد» را ببرید و منتقل کنید و زندانی های افغانستانی را به جای آنها بیاورید؛ به استثنای وکیل بند و چند نفر دیگر.
نشسته بودم که دیدم ناگهان 20 کارگر افغانستانی با سنین مختلف در حالی که ما لباس زندان به تن نداشتیم، با لباس های زندانی پاره و کثیف، موهای ژولیده و صورت های به هم ریخته و دست های پینه بسته آمدند.
 وکیل بند از من خواست، بلند شوم و به رئیس زندان و یا محافظ و مدیرکل و...زنگ بزنم. یه لبخند زدم و گفتم اجازه بدید من این موضوع را به بهترین نحو حل می کنم و اصلاً نگران نباشید.
ایرانی هایی که مانده بودند را بیرون و در را قفل کردم. با زندانیان جدید افغانستانی به لهجه خودشان با شوخی وخنده صحبت کردم و آن ها متقاعد شدند که باید برای نظافت به حمام بروند اما خودم اول رفتم حمام؛ بعد با آن ها با لهجه افغانستانی حرف زدم.
یک شعر معروف افغانستانی است که می گوید: همه جا دکان رنگه همه رنگ می فروشند / دل ما به شیشه سنگه همه سنگ می فروشند؛ یعنی به ما افغانستانی های مظلوم نیرنگ می کنند و همه هم دل ما را می شکنند.
این شعر را خواندم و بعد گفتم من برای شما یک کادو دارم. یکسری لباس های گرمکن ورزشی که خیلی قیمتی و شیک بود با کلاه های خیلی خوشگل که برای خودمون، خریده بودم را به آنها هدیه دادم. 22 یا 23 دست بود که دو یا سه دست هم باقی ماند.
 قبل از پوشیدن گفتم باید حمام برویم. اول خودم ریش و سبیل و سرم راکامل تراشیدم و رفتم حمام. آمدم بیرون و همه گفتن ما هم این کار را می کنیم.
یک به یک حمام رفتند و سر و ریش و سبیل شان را تراشیدند و آمدند. به همه آنها ادکلن خیلی عالی زدم. از حمام که بیرون آمدند و لباس ها را پوشیدند، در سالن را باز کردیم و رفتیم بیرون. خودم نفر اول بیرون رفتم و آنها هم به مانند رژه، پشت سرم بیرون آمدند.
رفتیم روبه روی رئیس اندرزگاه و افسرنگهبانی ایستادیم. بعد همه نگاه می کردند و می گفتند خدایا اینها کی هستند؟! چقدر خوش تیپ! و تمیز و شیک شدن! رئیس اندرزگاه مرا صدا زد و کلی دعوایم کرد که  چرا سر اینها را این طوری تراشیدی و این چه بلایی است که سرخودت آوردی؟
اگر رسانه ها مطلع شوند چه می گویند؟ من گفتم همه به دلخواه خودشان این کار را کردند. بروید از خودشان سؤال کنید (و اتفاقاً رفتند پرسیدند و همه زندانی ها حرف مرا تأیید کردند)  شماهم نگران مطبوعات و رسانه ها نباشید، من خودم پاسخگو هستم.
بعد همه گفتند این شهرام مصداق همان جمله معروف است که می گوید آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند. اما یک سال بعد افغانستانی ها را از آنجا بردند. خیلی ناراحت شدیم. بهترین هم بندی های من در دوران حبس همان ها بودند؛ بسیار دل شکسته و مظلوم.

,شهرام جزایری: هیچ وقت غذای زندان را نخوردم شهرام جزایری,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

گفته اید می خواهید تا سال 96 استراحت کنید. چرا؟
به هر حال 13 سال از محیط جامعه دور بودم. اندازه و متر آدم ها خیلی فرق کرده است. دوره ای که من کاسبی می کردم، قول و قرارها و ارزش های اخلاقی و به عبارتی گرو گذاشتن سبیل محور اصلی کسب و کار و تجارت بود؛ متأسفانه یا خوشبختانه الآن معیارها تغییر کرده است.
هضم این شرایط یک مقدار برایم سخت است اما نگران نیستم و به زودی این اوضاع را شناسایی، کنترل و مدیریتش می کنم.
 واقعاً آن قدر از جامعه دور بودید که وقتی برگشتید تفاوت کل جامعه رو احساس کنید؟ مردم چه فرقی کردند؟
تغییر کردن. به هر حال من اعتقاد دارم که در شرایط بحران ، هر چند که نمی شود گفت شرایط کشور خیلی خیلی بحرانی است ولی به هر حال، تحریم شرایط خاصی هست که به اعتقاد من در چنین شرایطی هر کسی از خودش یک واکنشی نشان می دهد.
الآن هم شرایط کشور طوری است که در مقابل شرایط خاص اجتماعی، هر عزیزی به تشخیص خودش یک رفتار خاصی نشان می دهد.
 خوشبختانه این شرایط خاص در حال تغییر است و امیدوارم که با برگشت این شرایط، اصول و ارزش های واقعی اسلامی و ایرانی، دوباره در جامعه تقویت و مستحکم شود اما تغییراتی که اکنون در جامعه وجود دارد با گذشته بسیار متفاوت است.
 شما در فعالیت های اقتصادی، کار تولیدی هم می کنید؟
الآن من فقط مشاوره اقتصادی می دهم و اصلاً درگیر کار اجرایی نیستم.
 دوران به اصطلاح پسا تحریم وضعیت اقتصاد را واقعاً تغییر می دهد؟
ما توانستیم با دشمن های کمربسته مان و شاید همه دنیا، در یکی از مهم ترین موضوعات که بحث هسته ای است به توافق برسیم.
به نظر شما دلیل اصلی این توافق چه بود؟ من خیلی آدم سیاسی نیستم اما از نظر برداشت مدیریتی، نظرم به عنوان یک فرد عوام و ساده این است که این توافق لازمه اش تفاهم بود که ما توانستیم در داخل به رغم نظرات مخالف و موافق، تندروی ها و کندروی ها که همه شان برای بالندگی یک فرایند ضروری و لازم است، به یک تفاهم جامع برسیم.
البته با رعایت مصالح نظام و خطوط قرمز جلو رفتیم و توانستیم حتی با دشمنانمان توافق کنیم. ان شاءالله به زودی هم اثرات و برکاتش می آید.
در توافق هسته ای، طرف مقابل می دانست به دنبال رفع تحریم هستیم و دست مان را خواند
با این وجود چرا می ترسید دوباره وارد کار اقتصادی شوید؟
حالا من قسمت دومش را عرض می کنم. کارگزاران نظام، ریاست جمهوری، وزیر امور خارجه و مجلس و قوه قضاییه و همگی حتی موافقان و مخالفان، سال ها زحمت کشیدند تا این کار بزرگ به اینجا رسید.
 به نظر من همان اندازه که موافق ها و کسانی که با دید مثبت رفتند و برای توافق جنگیدند، به همان مقدار مخالف ها هم در این دستاورد نقش مؤثر داشتند. فریادهای جدی کشیدند تا همه پای میز مذاکره آمدند و الحمدالله توافق حاصل شد.
در توافق هسته ای، طرف مقابل دست ما را خواند که ما دنبال رفع تحریم هستیم و تیم ایرانی هم دست طرف مقابل را خواند.
دو سال بود که وزرای 1+5 شب و روزشان را برای حل این موضوع گذاشتند؛ پس طرف ایرانی متوجه شد که حل این موضوع برایشان خیلی مهم بود، چون ما کشور بزرگ و مهمی هستیم.
 از نظر سیاسی نمی دانم اما ظاهر امر، از دید یک کارشناس، این طور نشان می دهد که آنها مجبور شدند و آمدند پای مذاکره تا این توافق انجام شد. البته پیشنهادی برای دوستان دارم.
چه پیشنهادی؟
درباره کیفیت این توافق صالح نیستم اظهار نظر کنم و در تخصص من هم نیست. خروجی اش این بود که تحریم ها برطرف و آشتی مان با دنیا تثبیت شد. البته درباره مسئله اقتصادی بد نیست پیشنهادی بدهم که رفقا یک توجهی بکنند.
ممکن است این حرف من به خیلی از دوستان بر بخورد که فلانی خودش را در چه جایگاهی دیده که پیشنهاد داده است اما من پیشنهادم را به عنوان یک هموطن مطرح می کنم چراکه دلم بالاخره برای کشورم می سوزد.
پیشنهاد من این است که بعد از توافق هسته ای، باید به یک توافق اقتصادی برسیم. توافق اقتصادی هم نیاز به تفاهم جامع دارد. همه عزیزان و دلسوزان نظام، احزاب مختلف، افراد صاحب نظر و ...
بنشینند یک توافقی با رعایت خطوط قرمز و مصالح نظام بکنند و به یک جمع بندی برسند زیرا این کشور بالاخره باید از نظر اقتصادی به یک تفاهم و چارچوبی برسد که از نظر اقتصادی از کجا آمده و باید به کجا برود.
 شاید تا قبل از توافق هسته ای، پرداختن به این موضوع خیلی عملیاتی نبود اما الآن توافقی انجام شده و وارد پساتحریم شدیم و با توجه به اینکه سیاست همیشه و در همه جای دنیا، در خدمت اقتصاد و معیشت مردم بوده است، الآن وقتش است که همه کسانی که دلسوز کشور هستند بنشینند و درباره اقتصاد به یک تفاهم جامعی برسند که برای اقتصاد باید چه کار کرد.
برخی از من سوال می کنند که نظرت درباره برنامه اقتصادی دولت چیست؟ من واقعاً صلاحیت ندارم که درباره برنامه اقتصادی کشوری به این بزرگی اظهار نظر کنم اما شاید نظرم درباره شرکت ها و بازار سرمایه قابل استماع باشد.
 شرکتی که می خواهد کار اقتصادی کلان بکند، نیازمند تدوین یک برنامه راهبردی مشخص و روشن است.
 به نظرم می رسد اقتصاد کلان کشور نیز به تدوین چنین برنامه عملیاتی و واقعی نیاز دارد اما این برنامه هر چه هست باید منطبق با سیاست های اقتصاد مقاومتی باشد حتی اگر درهای کشور  باز و رونق اقتصادی ایجاد شود، به نظر من اقتصاد مقاومتی در همه شرایط پاسخگوست.
مخصوصاً آن بندی از این اقتصاد که می گوید مشارکت مردم باید به حداکثر برسد.
در یک شرکت وقتی می خواهیم توسعه پایدار از نظر اقتصادی ایجاد کنیم، سعی می کنیم سهامداران خرد و عمده شرکت را متقاعد کنیم که در افزایش سرمایه و تصمیم گیری های مهم حضور جدی و فعال داشته باشند.
 این منجر به ایجاد توسعه پایدار می شود و خیلی بهتر از آن است که برویم از وام های بلند و اعتبارات بانک های داخلی و خارجی استفاده کنیم.
این بند از سیاست های اقتصاد مقاومتی ، خیلی خوب و مفید است که به جای این که تکیه مان را بگذاریم روی منابع بین المللی و منابع مالی بانک ها، بیاییم به منابع مردمی و به حداکثر رساندن مشارکت مردم تکیه کنیم.
 به نظر من دولت محترم باید برای این مهم یک مدل اجرایی تعریف کند. عملی کردن این بند متر دارد؛ الآن در چه وضعی هستیم و به کجا باید برسیم. می شود این کار راطراحی و پیاده سازی کرد. بسیار عملیاتی است و شنیده ام کارهایی خوبی نیز در این زمینه دارد انجام می شود.
البته این مسئله ای است که خود مردم هم باید بخواهند. مردم باید بلند شوند ، اعتماد کنند به دولت و حاکمیت و پول هایشان را از ارز و طلا و سکه و سپرده گذاری در بانک ها به سرمایه گذاری در تولید و اشتغال سوق دهند. دولت هم باید بازوی حمایتی را بگذارد که اگر شما وارد این حوزه شدید، آسیب نخواهید دید.
این بخش خیلی مهم است. با عرض هزار و یک دنیا معذرت ، می خواهم انتقادی به رفقای دولت فعلی بکنم و آن هم این است که اتفاقاً دولت آقای احمدی نژاد به بازار سرمایه خیلی توجه بیشتری می کرد.
 به کم و کیفش ورود نمی کنم ، شاید درباره شیوه عملکرددولت قبل، از نظر کارشناسی انتقادهای جدی وجود داشته باشد اما بازار سرمایه و بازار بورس مورد هدفشان بود.
متأسفانه این مسئله آن چنان که شایسته و بایسته است تا حالا مورد هدف دولت محترم آقای روحانی عزیز و بزرگوار نبوده که احتمالاً تمرکز بر روی توافق هسته ای ، مهم ترین توجیه منطقی این موضوع خواهد بود. بنابراین پساتحریم ، حتماً دولت محترم بر روی تقویت بازار سرمایه و حضور جدی مردم در اقتصاد تمرکز جدی خواهد داشت.
سهامداران خرد بازار سرمایه، ولی نعمت اقتصاد کشورند. طلایه داران جنگ اقتصادی هستند. اگر دولت بتواند با تدوین یک برنامه مناسب ، عامه مردم عزیز و این سهامداران خرد بازار سرمایه را تقویت و حمایت همه جانبه کند بسیار موفق خواهد بود.
در حال حاضر از 45 میلیون مردم عزیز واجد شرایط سرمایه گذاری (به استثنای کودکان و افراد پیر) حدود 7 تا 8 میلیون نفر کد سهامداری در بازار سرمایه ثبت شده است. از این هفت - هشت میلیون کد سهامداری نیز، حدود دو میلیون کد فعال است.
 هر نفر هم حدود 30 میلیون تومان. یعنی چیزی حدود 60 هزار میلیارد تومان در بازار سرمایه ، سهام شناور متعلق به عموم مردم عزیزاست. که حدود377 شرکت سهامی عام بازار سرمایه، حدود 340-350 هزار میلیارد تومان ارزش واقعی اش است، حدود 20 درصد سهام شناور آزاده و هشتاد درصد آن دست دولت است. خصوصی سازی اینجا خیلی می تواند تاثیر داشته باشد که این درصد سهام واقعی عموم مردم عزیز افزایش پیدا کند.
 برای این منظور نیز خود مردم باید متقاعد به انجام سرمایه گذاری شوند. برای متقاعد شدن نیز بنگاه های اقتصادی ، باید سرمایه گذاری هایشان موجه و سودآور باشد.
شرکتهای بورس باید سودآور باشند. نباید اینقدر بورس ضعیف و سیاسی باشد. مثلاً آن طرف دنیا یک تصمیمی بگیرند، منتظر بمانیم ببینیم فلان فرد در کنگره آمریکا چه گفت، اینجا بورس ما وارد خرید می شود یا فروش.
 این موضوع به نظر من کمترین ارتباط به حاکمیت و دولت دارد بلکه مستقیماً به تلاش یا عدم تلاش بخش خصوصی در اقتصاد برمی گردد. هر چه بخش خصوصی فعال تر و توانمندتر باشد، دولت هم همیشه حمایت می کند.
 اگر این بخش فعال شود، بازار سرمایه موجه تر می شود، تعداد سرمایه گذار ها بیشتر می شوند، زایش پیدا می کنند و بند یک اقتصاد مقاومتی عملیاتی می شود چون مشارکت مردم در اقتصاد به حداکثر خواهد رسید.
فکر می کنم باید حدود 20 درصد از عموم مردم واجدان شرایط ، وارد بازار سرمایه شوند. در حال حاضر از یک خانواده 10 نفره حتی یک نفر هم در بازار سرمایه حضور جدی ندارد در حالی که این استاندارد، 20 درصد است.

,شهرام جزایری: هیچ وقت غذای زندان را نخوردم شهرام جزایری,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

یعنی از هر 10 نفر، دو نفر باید در بازار سرمایه باشند. یعنی از 50 میلیون ایرانی واجدشرایط ، حدود 20 میلیون نفر باید کد سهامداری داشته باشند و 10 میلیون نفر آنها باید فعال باشند.
 10 میلیون نفر هر کدام متوسط سی میلیون تومان یعنی سیصد هزار میلیارد تومان پول و سرمایه بالقوه و آماده برای کار در همین شرایط اقتصادی به قول بعضی ها وخیم، فقط بورس باید مردم را متقاعد برای سرمایه گذاری در شرکت های بازار سرمایه کند و شرکت ها هم باید رفتارهای اقتصادی شان و برای انطباق با شرایط بازار سرمایه مساعد کنند.
دولت باید موجبات امنیت و آرامش در اقتصاد را فراهم کند و بخش خصوصی و سرمایه پذیر وارد این عرصه شده و مدیریت جذب اینهمه سرمایه های فراوان را به عهده گیرد.
 البته نمی خواهم نقش حمایت های دولتی را نفی کنم اما می خواهم رفقای بخش خصوصی را تحریک کنم به اینکه بروند و سهم خودشان را از بازار بگیرند.
 روش هم کاملاً روشن است. هر بنگاه اقتصادی اگر بتواند خود را از نظر فنی و علمی با شرایط جذب پول انطباق دهد و سیستم حقوقی اش را درست کند، می تواند سرمایه مورد دلخواهش و جذب کند.
دولتی ها صبوری کنند، حرکت هایی مانند کمپین تحریم خودرو فروکش می کند
 نقیض بزرگ حرف شما کمپین نخریدن خودروست.
این طور کمپین ها در همه جای دنیا هست. چرا باید به این اقدامات طبیعی، واکنش تند نشان داد؟ من شنیدم که یک مقام محترم دولتی، واکنش تندی نشان داد. من آن دوست عزیز را به تحمل و صبوری دعوت می کنم. این حرکت ها بعد از یک مدتی می خوابد و در واقع اصل اینگونه حرکت ها سازنده است.
وقتی طرف فکر می کند که می تواند با کمی پول بیشتر خودروی بسیار با کیفیت تری بخرد، بحث تولید ملی و حمایت از آن را کنار می گذارد. به نظر مردم باید احترام گذاشت. آن ها هم از نظر خود دفاع کنند. اقتصاد باز و آزاد همین است.
باید اجازه داد که مزایا و معایب یک فرایند، عرضه و تقاضا را مدیریت کند نه اینکه در آن دخالت و شیطنت و آرای مخالف را خفه کنیم. حداقل فایده این نوع فرایندها این است که تولید ملی، کیفیتش را بالاتر خواهد برد.
اگر این جنب و جوش های سازنده نباشد که اوضاع خیلی بدتر می شود. انحصار ایجاد و دست آخر یک وانت قراضه را به قیمت بنز عرضه می کنند. از طرف دیگر اگر بخواهیم این همه سرمایه گذاری دولت و مردم در تولید ملی را زیر پا بگذاریم هم درست نیست.
به هر حال تولید ملی باید باشد اما خودش را نزدیک کند به رقابت های جهانی. مثلاً شنیده ام 60 الی 70 درصد درصد خودروی جهان را چین تولید می کند.
 بعضی ها می گویند ارتقای کیفیت خودروهای داخلی با هزینه های فعلی به صرفه نیست.
عرض کردم که از اقتصاد دور هستم بنابراین درباره جزئیات اظهار نظر نمی کنم اما از همین فاصله دور که به اوضاع نگاه می کنم، فکر می کنم یکی از دلایل چنین حرفی، گران شدن هزینه پول است.
تا پیش از این، خودروسازها با 5 تا 10 درصد هزینه پول، قطعات اولیه را وارد می کردند و خواب پولشان کم بود اما الآن هزینه تمام شده پولشان بالاست و خواب سرمایه شان زیاد، که ان شاء الله با برداشتن تحریم ها این هزینه ها پایین می آید و به دنبال آن قیمت ها هم می شکند و کیفیت هم بالا می رود.
عالم هستی دوباره به من افتخار خواهد کرد
 گفته بودید کاری خواهم کرد که عالم هستی به من افتخار کند. این چه کاری است؟
من خیلی دنبال مصاحبه کردن نیستم و به شدت از این موضوع اجتناب می کنم از اینکه سر زبان ها بیفتم.بله. خیلی محکم گفته ام به زودی کاری خواهم کرد که یک بار دیگر عالم هستی به وجود من افتخار کند.

,شهرام جزایری: هیچ وقت غذای زندان را نخوردم شهرام جزایری,اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها،اخبار هنرمندان

 مگر قبلاً افتخار کرده بود؟
در این مورد شما بررسی و اظهار نظر کنید.
 این کار را در ایران خواهید کرد؟
من ایرانی هستم و کشورم را دوست دارم. تلاش می کنم که از سال 96 به بعد یک پکیج عاقلانه و مؤثری را برای اقتصاد کشورم، صرفاً در بخش خصوصی آماده و ارایه کنم.
 در چه حوزه ای؟
در حوزه محدودی نیست. من درباره اقتصاد صاحب یک فکر و ایده موفق هستم و آن این است که فروش بیشتر، بازار بزرگ تر، فعالیت گسترده تر و سود کمتر.
البته به روش منحصر به فرد خودم. صرفنظر از نوع فعالیت این مدل، می تواند خیلی گسترده باشد و طیف وسیعی از حوزه ها را در برگیرد، تلاش کنیم که به بخش وسیعی از اقتصاد خیر و برکت برسانیم.
 از الآن کار روی این مدل را شروع کردید؟
سال هاست در کنار فعالیت هاییم، به این موضوع نیز پرداخته ام و در خیلی از موارد طراحی و پیاده سازی کرده ام.

 


ازدواج مجدد بنیامین بهادری با بهاره افشاری

ازدواج مجدد بنیامین بهادری و بهاره افشاری

پیش از این شهریورماه امسال شنیده هایی درباره ازدواج بنیامین با بهاره افشاری طرح شده بود که هیچ کدام به طور رسمی تایید نشده بود.

بهاره افشاری دارای دیپلم بازیگری،  کار خود را با ایفای نقش یک شیطان در “او یک فرشته بود” علیرضا افخمی آغاز کرد.

وی در سالهای بعد بیش از هر چیز بخاطر بازی در یکی از دو فیلم مربوط به انتخابات ۸۸ یعنی “پایان نامه” ساخته حامد کلاهداری در کانون توجه قرار گرفت.

 

کاهش پیشنهادات بعد از “پایان نامه”

کیفیت ساختاری ضعیف این فیلم و حفره های متعدد روایی سبب ساز آن گشت که نه فقط به هنگام نمایش دد جشنواره بیست و هشتم که به هنگام اکران هم آماج انتقاداتی قرار گیرد که از هدر رفتن بودجه میلیاردی پروژه سخن می گفتند.

در سالهای بعد بازیگران این پروژه و از جمله کسانی چون حامد کمیلی و بهاره افشاری نیز مرتب با انتقاد از بابت حضور در این فیلم مواجه بودند و البته خواسته یا ناخواسته دامنه کارشان در سینما بسیار محدودتر شد به گونه ای که افشاری که تا قبل از “پایان نامه” در هفت فیلم بازی کرده بود پس از این فیلم فقط توانست در سه فیلم ایفای نقش کند که مهمترین آنها”معراجیها” بود!!!

حالا گویا بنا شده افشاری به همراه بنیامین در قسمت آخر “خندوانه” شرکت کنند و خبر رسمی ازدواج خود را اعلام کنند.

 

ازدواج بنیامین بهادری,ازدواج بنیامین بهادری با بهاره افشاری,ازدواج بنیامین بهادری با نسیم حشمتی

 


ازدواج بنیامین بهادری,ازدواج بنیامین بهادری با بهاره افشاری,ازدواج بنیامین بهادری با نسیم حشمتی

 تولد 33 سالگی بنیامین بهادری

سلاااام # از مهربونى همه تون ممنونم # به قول معروف حس خوبیه که آدم این همه دوست بامعرفت داشته باشه # دارم براى آینده زندگى خودم و بارانا تصمیم مهمى مى گیره که خودم هم تا کمى قبل حتى فکرش رو نمى کردم # دارم باهاتون در میون مى ذارم که اول دعامون کنید و بعدش هم نمى خواستم خیلى یهویى سورپرایزتون کنم # مى دونم که مثل یک دوست براى خیلى هاتون همیشه زندگى ما مهم بوده و هر کدوم نظرهاى خاص و احتمالاً متفاوت و رنگارنگى خواهید داشت ولى خب در آخر هر کسى مسئول و پاسخگوى زندگى خودش و وابسته هاى خودش خواهد بود # پس اگه نظر من براتون مهمه دوست دارم فعلاً و تا وقتى که خودم جزئیات رو اعلام نکردم با همین دعاى خیرتون و انرژى مثبت و اگه دلتون خواست تبریکی که همیشه بهم کمک مى کنه، راه رو براى آینده مون روشن تر کنید و اگر حتى کسى خواست وارد حاشیه و کنجکاوى بى دلیل بشه شما لطفاً به هیچ وجه جواب ندید که کار اداره این صفحه سخت تر نشه # امیدوارم همه تون در زندگى خوشبخت باشید # این هم کیک تولد سى و سه سالگى منه که همراه بارانا و با خاطره بهترین نسیم دنیا فوت شد #
امشب تولد منه

بنیامین بهادری حدود دو سال پیش همسرش نسیم حشمتی را بر اثر تصادف از دست داد.

بیوگرافی بنیامین بهادری + تصاویر بنیامین بهادری

نام اصلی: وحید بهادری
نام مستعار: بنیامین
زادروز: ۱۸ شهریور ۱۳۶۱-تهران
سبک ها : موسیقی پاپ
کار(ها): خواننده-آهنگساز

 

زندگی نامه بنیامین بهادری
بنیامین بهادری (وحید بهادری) خوانندهٔ ایرانی موسیقی پاپ در ۱۸ شهریور ۱۳۶۱ درخانواده ای مذهبی در تهران متولد شد. از کودکی علاقه بسیاری به فراگیری موسیقی داشت. ۱۶ ساله بود که به شعر و موسیقی روی آورد در سن ۱۹ سالگی به فراگیری گیتار پرداخت و قبل از شروع به کار حرفه ای به مداحی می پرداخت و سپس به صورت حرفه ای آهنگ سازی را شروع کرد در این مدت در چند آهنگ و ترانه با خوانندگان دیگر موسیقی پاپ همکاری داشت و یک آلبوم به نام گلهای رنگین کمان برای کودکان ساخته و سرانجام با آلبوم ۸۵ خوانندگی را بصورت حرفه ای آغاز کرد.

 آلبوم‎های بنیامین بهادری
اولین اثر رسمی بنیامین آلبوم ۸۵ نام داشت. این آلبوم که به صورت اتفاقی توسط تنظیم کنندهٔ آلبوم لو رفت، با ترانه دنیا دیگه مثل تو نداره که با نام خاطره ها در آلبوم قرار داشت، شروع می شد. شاعر ترانه های این آلبوم سید فرید احمدی و تنظیم اثر عهده نیما وارسته بود. این آلبوم شامل ۱۰ قطعه بود که قطعه دختر آفتاب از آن حذف شد.

 دومین اثر بنیامین بهادری که پس از کش و قوس های فراوان و بعد از بیش از ۱۰ بار به تعویق افتادن بالاخره در ۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ منتشر شد. بر طبق روال آلبوم قبلی نام این آلبوم هم ۸۸ گذاشته شد و در همان روزهای اول توجه همگان را به خود جلب کرد. بنیامین ۸۸ در عرض یک هفته توانست به فروش ۵۰۰٬۰۰۰ نسخه ای دست پیدا کند که در نوع خود و در ایران که اکثر مخاطبان آهنگ ها را از اینترنت دانلود می کنند، یک فروش قابل توجه است.

 

 

ازدواج بنیامین بهادری,ازدواج بنیامین بهادری با بهاره افشاری,ازدواج بنیامین بهادری با نسیم حشمتی

 

 

در مصاحبهٔ منتشر شده از بنیامین در اردیبهشت ۱۳۸۹، علی رغم اینکه وی آلبوم ۸۸ را یک آلبوم کاملاً حرفه ای قلمداد می کند، اما آلبوم ۸۵ را به مراتب موفقتر و بهتر ارزیابی کرده است. این آلبوم ۱۷ قطعه دارد و  شاعر ترانه های این آلبوم سید فرید احمدی و تنظیم بر عهده پیام شمس بود. آهنگسازی این آلبوم نیز توسط بنیامین صورت گرفته است.

در سال ۸۴ البومی با اشعاری مذهبی و در وصف امام حسین و اهل بیتش که توسط فرید احمدی سروده شده بود با صدای بنیامین روی سایت ها قرار گرفت که تا به امروز جز پر مخاطب ترین ترانه های مناسبتی است.

 کنسرت در آمریکا
بنیامین از ۱ مه ۲۰۱۰ (۱۱ شهریور ۱۳۸۹) به مدت دو ماه و نیم در کشورهای آمریکا و کانادا به اجرای کنسرت پرداخت که اولین نوبت برگزاری کنسرت وی در شهر لس آنجلس بود. شهرهای بعدی که می بایست بنیامین در آنها به اجرای کنسرت می پرداخت عبارت بودند از:واشنگتن، نیویورک، دالاس، سندیگو، شیکاگو و بعد از ۳ هفته استراحت، در شهرهای تورنتو، مونترال و ونکوور.

 بنیامین همچنین در دو مرحله در شهرها و و کشورهای مختلف اروپا از قبیل کلن، لندن، استکهلم، امستردام، هامبورگ و... وهمچنین در قاره استرالیا و تاجیکستان، مالزی و دوبی به اجرا کنسرت پرداخته است.

تور سراسر ایران
بنیامین مجموعه آثارش را در توری سراسری که از شیراز و گرگان و ساری تا بندرعباس و ارومیه و.. ادامه داشت برگزار کرد او همچنین صدمین کنسرت خود را در مهرماه سال ۹۲ به صورت رایگان در کنار دریاچه چیتگر تهران برگزار کرد که با استقبال چند ده هزار نفر از مخاطبان او اجرا شد.

 مرگ همسر بنیامین
در تاریخ ۳۰ آذر ۱۳۹۲ بنیامین بهادری در حال رانندگی در یکی از خروجی های اتوبان همت دچار سانحه تصادفی شد. در این سانحه رانندگی آسیبی به بنیامین بهادری و دختر ۲ ساله اش" بارانا " وارد نشد اما نسیم حشمتی همسر وی که پشت فرمان ماشین بود جان خود را از دست داد. تاثیر مرگ نسیم حشمتی در زندگی بنیامین بهادی به حدی بود او به یاد او آهنگ یه خونه را آماده کرد.

 

عکس هایی از بنیامین بهادری

 

ازدواج بنیامین بهادری,ازدواج بنیامین بهادری با بهاره افشاری,ازدواج بنیامین بهادری با نسیم حشمتی

  عکس بنیامین بهادری

 

ازدواج بنیامین بهادری,ازدواج بنیامین بهادری با بهاره افشاری,ازدواج بنیامین بهادری با نسیم حشمتی

  عکس بنیامین بهادری

 

ازدواج بنیامین بهادری,ازدواج بنیامین بهادری با بهاره افشاری,ازدواج بنیامین بهادری با نسیم حشمتی

 

زندگینامه ی بهاره افشاری به همراه تصاویر:
 
بهاره افشاری (زاده 4 تیر ۱۳۶۳) طراح لباس و بازیگر ایرانی است.

نام ونام خانوادگی : بهاره افشاری

تاریخ تولد : چهارمین روز از تابستان سال ۱۳۶۳

ازدواج بنیامین بهادری,ازدواج بنیامین بهادری با بهاره افشاری,ازدواج بنیامین بهادری با نسیم حشمتی

تصاویر بهاره افشاری

 

بهاره افشاریی یک برادر دارد .او دارای دیپلم بازیگری است و فارغ التحصیل رشته نقاشی می باشد. پیش از هنرپیشه شدن کار مونتاژ و نقاشی انجام می داد. وی در کودکی به علت رفت و آمدی که به تولیدی لباس پدرش داشت به طراحی لباس علاقه مند شد.

فعالیت هنری اش را سال ها پیش بایک سریال آغاز کرد .اما به دلیل تجربه ی بد در آن کار دوست ندارد ازآن کار در کارنامه هنری خود نام ببرد و تصمیم گرفت تا برای همیشه از دنیای بازیگری کنار برود.

بهاره افشاری طراح لباس و بازیگر ایرانی است. افشاری نزد عموم مردم با سریال «او یک فرشته بود» شناخته شد. نقشی متفاوت که زیاد دوست داشتنی نبود، اما توانایی افشاری در زمینه بازیگری را به تصویر کشید. افشاری بعد از این شهرت خیلی آرام به راهش ادامه داد و در فیلم های سینمایی چون تسویه حساب و صد سال به این سال ها بازی کرد.

اما کیانوش عیاری توانست بعد از گذشت چندسال این بازیگر جوان را راضی به همکاری کند تا در جدیدترین ساخته اش که سرگذشت دکترمحمد قریب است به ایفای نقش بپردازد.

افشاری در این کار در دو نقش بازی می کند. شاید برایتان جالب باشد که بدانید اولین کار افشاری به عنوان بازیگر ایفای نقش در سریال «روزگار قریب» می باشد. هرچند شهرت او به دلیل بازی در مجموعه تلوزیونی “او یک فرشته بود” در نقش “فرشته” می باشد، اما کار اصلی وی طراحی لباس است و سالها قبل از بازیگری، مزون داشته است.

پس از آن یک پیشنهاد ناب و جدید سومین کار هنری او را رقم زد. نقش فرشته برای او به قدری خاص بودکه برای لوث شدنش حاضر نیست هر نقش دیگری را بپذیرد..

آثار بهاره افشاری:

 سینما

سه درجه تب (۱۳۸۹)

پایان نامه (۱۳۸۹)

ازدواج در وقت اضافه (۱۳۸۸)

خیابان بیست و چهارم (۱۳۸۷)

زندگی شیرین (۱۳۸۷)

کلبه (بیرون آوردن مردگان) (۱۳۸۷)

تسویه حساب (۱۳۸۶)

صد سال به این سال ها (۱۳۸۶)

ناف (۱۳۸۱)

سریال

روزگار قریب

او یک فرشته بود

فاصله ها (حسین سهیلی زاده ، ۱۳۸۹)

دست بالای دست

مرد نقره ای

 
با ما همراه باشید تا در ادامه تصاویری از بهاره افشاری را مشاهده کنید.
 

 

ازدواج بنیامین بهادری,ازدواج بنیامین بهادری با بهاره افشاری,ازدواج بنیامین بهادری با نسیم حشمتی

تصاویر بهاره افشاری

 
ازدواج بنیامین بهادری,ازدواج بنیامین بهادری با بهاره افشاری,ازدواج بنیامین بهادری با نسیم حشمتی

بهاره افشاری

 
ازدواج بنیامین بهادری,ازدواج بنیامین بهادری با بهاره افشاری,ازدواج بنیامین بهادری با نسیم حشمتی

بیوگرافی بهاره افشاری

 

ازدواج بنیامین بهادری,ازدواج بنیامین بهادری با بهاره افشاری,ازدواج بنیامین بهادری با نسیم حشمتی

 


سام قریبیان: ما ایرانی‎ها به موقع پنبه یکدیگر را می‎زنیم!

سام قریبیان کارگردان سینما و تلویزیون در گفتگویی؛ در خصوص وضعیت نقد در سینمای ایران گفت: جایگاه نقد رابطه نزدیکی با منتقد و آن رسانه ای که نقد او را به چاپ می رساند، دارد به عنوان نمونه زمانی در خصوص «گناهکاران» نقدی خواندم آن چنان حساب شده و درست بود که لذت بردم، از طرفی نقدهایی هم خواندم که حساب شده نبود.

وی افزود: نقدی خوب است که فیلمساز و نویسنده را نسبت به کارهای قبلی شان یک پله بالاتر ببرد، متاسفانه نقد در اکثر مواقع به جایی رسیده که چون من نوعی از فلان فیلم خوشم نمی آید آن را می کوبم که همیشه به این دوستان می گویم با وجود اینکه خوشتان نمی آید اما من فیلم می سازم.

قریبیان با بیان این مطلب که ما ایرانی ها در نظر دادن نسبت به آثار یکدیگر در هر زمینه ای تعارف می کنیم اظهار داشت: ایرانی است و تعارفش. مگر می شود تعارف نکنیم اما جالب اینجا است به موقع پنبه همدیگر را نیز می زنیم.

وی عنوان کرد: خود من در خصوص نقد آثار دوستانم تعارف نمی کنم، دروغ هم نمی گویم اما شاید همه حقیقت را نیز نگویم.

قریبیان در خصوص کیفیت پروژه «عالیجناب» و عوامل آن گفت: «عالیجناب» در نوع خود کاری سخت و خوبی است که تا به حال در سینما، تلویزیون و نمایش خانگی نمونه آن اتفاق نیفتاده است و اینکه یک عده دسته گل پیشکسوت داریم که من باید رضایت آن ها را جلب کنم نه اینکه رضایت من را به دست آورده، همه آنها درجه یک و بی نظیرند و این برای من باعث افتخار است که در کنار بزرگان هستم.

 


ليست صفحات
حلزون
تعداد صفحات : 8


مدل لباس مجلسی



نظرسنجي
    ورود به سايت

    پرچم کدوم بالاتر هست؟